1100 کلمه پرکاربرد زبان انگلیسی
1100 Words
تعداد لغات
۹۲۰
تعداد درسها
۲۰
تخمین زمان
9h 0m
جستجو در لغات
درسها
▾درس 1 - کلمات 1 تا 2020 لغت
to compound
مسئله را سختتر کردن
eminent
برجسته
to implore
التماس کردن
interminable
تمامنشدنی
to perceive
درک کردن
replete
پر
technology
فناوری
voracious
سیری ناپذیر
indiscriminate
بدون قاعده ، بی رویه
steeped
غرق ، غوطه ور
abound
فراوان شدن
prognosticate
پیش بینی کردن
automaton
ربات
matron
خانم خانهدار
paradox
متناقضنما
annals
تاریخچه ، سالنامه
realm
قلمرو
tinge
مقدار کم ، یکذره
badger
نق زدن
drudgery
کار پر زحمت
▾درس 2 - کلمات 21 تا 4020 لغت
to fabricate
قصه سر هم کردن
to gesticulate
با حرکات دست صحبت کردن
reticent
گوشهگیر, کمصحبت
laconic
مختصر
throng
جمعیت ، ازدحام
intrepid
دلیر
accost
مواجه شدن
furtive
دزدکی
felon
مجرم
plethora
فراوانی
hapless
نگون بخت
irate
غضبناک
pretext
بهانه
adroit
زیرک
vigilant
هوشیار
avid
مشتاق
cajole
زبانبازی کردن
rudimentary
ابتدایی
enhance
افزایش دادن
nuance
نکات دقیق و ظریف
▾درس 3 - کلمات 41 تا 6020 لغت
euphemism
خوشزبانی
to loathe
متنفر بودن
to reprimand
تشر زدن
to stipulate
قید کردن, مشخص کردن
tremulous
لرزان
lackluster
ملالآور
caustic
سوزاننده ، نیشدار
wrest
به زور گرفتن
infamous
بدنام
jostle
تنه زدن
dupe
ساده لوح
incipient
اولیه
inadvertent
غیر عمدی
ominous
شوم
repudiate
رد کردن
cessation
توقف
bristle
خشم یا ناراحتی ناگهانی
mundane
معمولی
incongruous
ناجور
condolence
تسلیت
▾درس 4 - کلمات 61 تا 8020 لغت
to belittle
کوچک شمردن
belligerent
جنگطلب
to intimidate
ترساندن
sordid
چرک و فاسد
alacrity
چابکی
disdain
نفرت
feint
حمله دروغین
pugnacious
ستیزه جو
promulgate
رسما اعلام کردن
brash
گستاخ
scoff
مسخره کردن
tangible
ملموس ، عینی
laceration
بریدگی ، زخم
castigate
انتقاد کردن
octogenarian
فرد هشتاد ساله
solace
آرامش
aspirant
مشتاق ، جویا
dregs
پسمانده
frenzy
آشفتگی
scurrilous
سخیف ، فحاشانه
▾درس 5 - کلمات 81 تا 10020 لغت
acrimonious
تند و نیشدار
culprit
مجرم ، مقصر
inane
احمقانه
rampant
شایع
ethics
اخلاق
concur
موافق بودن
clandestine
مخفی
flagrant
وقیح
admonish
تذکر دادن
duress
اجبار ، فشار
inexorable
بی امان
egregious
فاحش
distraught
پریشان
duplicity
تزویر ، دورویی
paucity
کمبود
elicit
بیرون کشیدن
pernicious
مخرب
tolerate
تحمل کردن
construe
تعبیر کردن ، برداشت کردن
impunity
بخشودگی ، مصونیت قضایی
▾درس 6 - کلمات 101 تا 12020 لغت
affluent
ثروتمند
confidant
محرم اسرار
consternation
حیرت و ترس
to discern
تشخیص دادن
to disparage
تحقیر کردن
dubious
مشکوک
feasible
ممکن
fiasco
افتضاح
sally
یورش بردن
precocious
کودک نابغه
perfunctory
سرسری
chagrin
حسرت
perverse
خودسرانه
deride
تمسخر کردن
laudable
قابل ستایش
masticate
جویدن
eschew
اجتناب کردن
quell
فرو نشاندن
voluble
پر حرف
obsolescence
کهنگى
▾درس 7 - کلمات 121 تا 14020 لغت
effigy
تندیس
to exacerbate
بدتر کردن
indigent
فقیر, تنگدست
to terminate
خاتمهدادن
implacable
سرسخت
paroxysm
حمله ناگهانی
reprehensible
سزاوار سرزنش
jurisdiction
حوزه قضایی ، اختیار قانونی
skirmish
زد و خورد
harass
اذیت کردن ، تعرض کردن
monolithic
یکپارچه ، انعطاف ناپذیر
arbitrary
خودسرانه
fray
نزاع
stymie
مانع شدن
flout
نادیده گرفتن ، تمسخر کردن
cognizant
باخبر
turbulent
پرتلاطم
forthwith
بی درنگ
revert
برگشتن
oust
اخراج کردن
▾درس 8 - کلمات 141 تا 16020 لغت
to ascend
بالا رفتن
besiege
محاصره کردن
remote
دور
sanctuary
پناهگاه
sinister
شیطانی ، پلید
to succumb
تسلیمشدن
to surge
جهش
to thwart
نقش بر آب کردن
emaciated
لاغر
tranquil
آرام
malnutrition
سوء تغذیه
afflict
مبتلا کردن ، مبتلا شدن
privation
فقدان
ubiquitous
همه جا حاضر
harbinger
پیشرو
malignant
بدخیم
excruciating
مشقتبار
respite
مهلت ، تنفس
reverberating
طنین انداز
fretful
بیتاب
▾درس 9 - کلمات 161 تا 18020 لغت
to advocate
دفاع کردن
astute
زیرک
bigot
متعصب
ineffectual
بیتأثیر
malady
بیماری, مرض، اختلال
to solicit
درخواست کردن
venom
زهر
virulent
کشنده
impresario
مدیر هنری
extortion
اخاذی
adverse
نامطلوب ، نامساعد
asset
دارایی
blatant
وقیح
entourage
ملازمان
spew
با فشار خارج کردن
loath
بیمیل ، بی تمایل
scrutinize
به دقت بررسی کردن
nefarious
شنیع
amicable
دوستانه
vexatious
آزاردهنده
▾درس 10 - کلمات 181 تا 20020 لغت
doleful
غمگین
engrossed
غرق در چیزی
inclement
نامساعد
peruse
مطالعه کردن
premonition
پیشآگاهی
desist
دست کشیدن
recoil
خود را پس کشیدن
pertinent
مرتبط
mastiff
نوعی سگ بزرگ و نیرومند
obsess
دیوانه (چیزی) بودن
wan
کمرنگ
histrionics
صحنه سازی ، نمایش
elusive
گریزان
frustrate
ناامید کردن ، خنثی کردن
symptomatic
حاکی
interject
حرف کسی را قطع کردن
inert
راکد
salient
بارز
imminent
حتمی
squeamish
نازک نارنجی
▾درس 11 - کلمات 201 تا 22020 لغت
comprehensive
جامع ، کامل
to conjecture
حدس
to elapse
سپری شدن
fruitless
بینتیجه
rash
شتابزده ، کهیر
zealous
پرشور
inundate
با حجم زیادی مواجه شدن
poignant
تکاندهنده ، سوزناک
garbled
به هم ریخته ، نامفهوم
sanguine
خوشبین ، امیدوار
phlegmatic
خونسرد ، آرام
corroborate
اثبات کردن
coerce
وادار کردن
meticulous
موشکافانه ، دقیق
domicile
محل اقامت ، اقامتگاه
lax
سهل انگار ، بی دقت
sporadic
متناوب ، پراکنده
obviate
رفع کردن
lurid
زننده ، ناخوشایند
quip
لطیفه ، شوخی
▾درس 12 - کلمات 221 تا 24020 لغت
inhibition
مانع, محدودیت
placard
پلاکارد ، اعلان
prestigious
معتبر
schism
انشعاب
utopia
آرمانشهر
diatribe
انتقاد تلخ
fortuitous
تصادفی
incoherent
بی ربط
ilk
نوع
integral
ضروری
remuneration
دستمزد ، درآمد
nominal
اندک ، ناچیز
expunge
حذف کردن
flamboyant
پرزرق و برق
anathema
منفور ، نفرت انگیز
timorous
ترسو و مضطرب
truncated
کوتاه شده
jaunty
سرزنده ، با اعتماد به نفس
fractious
کج خلق
ostentatious
خودنمایانه
▾درس 13 - کلمات 241 تا 26020 لغت
to eventuate
منجر شدن
to importune
اصرار کردن
jeopardize
به خطر انداختن
incontrovertible
مسلم ، غیر قابل انکار
surreptitious
دزدکی
haven
پناهگاه ، سرپناه
subjugate
تحت سلطه درآوردن
ultimate
نهایی
emit
خارج کردن
subterranean
زیرزمینی
viable
شدنی ، قابل اجرا
premise
پیشفرض
incredulous
دیر باور
permeate
نفوذ کردن
propitious
مناسب ، مساعد
surmise
حدس زدن
curtail
کوتاه کردن
repress
سرکوب کردن
cryptic
رمزی
inchoate
ناقص ، نیمه تمام
▾درس 14 - کلمات 261 تا 28020 لغت
to bias
جانبداری
incisive
برنده
mammoth
عظیم (اغلب برای کارهای در مقیاس وسیع)
to scurry
سراسیمه دویدن
stereotype
کلیشه ، تصور عمومی
valor
دلاوری
aspire
آرزو داشتن
inveigh
اعتراض کردن ، حمله لفظی
nettle
آزردن
overt
آشکار
relegate
تنزل (رتبه) دادن
supine
خوابیده به پشت
repulse
دفع کردن ، پس زدن
havoc
خرابی
raze
ویران کردن
lethal
مرگبار ، مهلک
precipitate
تسریع بخشیدن
stentorian
صدای بلند ، رسا
singular
منحصربهفرد
sinecure
شغل دفتری ، کارمندی
▾درس 15 - کلمات 281 تا 30020 لغت
access
دسترسی
complicity
همدستی
controversial
بحثبرانگیز
landmark
نشانه
to persevere
پافشاریکردن
to preclude
مانع شدن
to recant
پس گرفتن
liquidation
قتل
accomplice
همدست
culpable
مقصر
abrogate
منسوخ کردن
alleged
متهم
invalidate
باطل کردن
extrinsic
بیرونی
declaim
با صدای بلند حرف زدن
fetter
مقید کردن ، محدود کردن
paragon
الگو
nomadic
عشایری ، کوچنشین
asperity
بدخلقی
epithet
لقب
▾درس 16 - کلمات 301 تا 32020 لغت
altruistic
نوعدوست
to cache
حافظه نهان
frugal
صرفهجو
habitat
زیستگاه
indigenous
بومی
temerity
بیپروایی
gregarious
اجتماعی
cursory
سرسری ، بیدقت
interloper
مداخله گر
prolific
پربار
bulwark
حفاظ
sedentary
کم تحرک
antithesis
نقطه مقابل
embellish
تزیین کردن
coterie
انجمن
cupidity
طمع
virtuosity
ذوق هنری
amorous
عاشقانه
progeny
نوادگان
saturate
اشباع شده
▾درس 17 - کلمات 321 تا 34020 لغت
assiduous
سختکوش
to deploy
اعزامکردن
to exult
شادی کردن
gullible
زودباور
impeccable
بیعیب
resourceful
کاردان
perpetrate
مرتکب شدن
consummate
تمام و کمال ، عالی
subterfuge
فریب ، ترفند
concoct
سرهم کردن ، از خود درآوردن
fallacious
مغلطه آمیز ، فریبنده
manifold
متعدد
fraught
پر
murky
گل آلود
component
عنصر
hoax
حقه ، سرکاری
labyrinth
هزارتو
evaluate
ارزیابی کردن
attest
گواهی دادن ، تصدیق کردن
enigma
معما
▾درس 18 - کلمات 341 تا 36020 لغت
to crave
اشتیاق داشتن
irrelevant
بیربط
to modify
تغییر دادن
spontaneous
خودبخود ، خودجوش
abortive
بیثمر
accommodate
جور کردن ، فراهم کردن
innate
ذاتی
veneer
روکش (چوب)
myriad
فراوانی
urbane
شیک ، با کلاس
deem
پنداشتن
inherent
ذاتی
buff
دوستدار
romp
جست و خیز کردن
latent
پنهان
tortuous
پر پیچ و خم
itinerant
دوره گرد
peregrination
جهان گردی
conjugal
زناشویی
barometer
فشار سنج
▾درس 19 - کلمات 361 تا 38020 لغت
coup
کودتا
nostalgia
نوستالژی
profligate
اسرافکار
megalomania
خود بزرگ بینی
strife
نزاع
legion
لشگر ، سپاه
amnesty
عفو عمومی
expatriate
مهاجر
exonerate
تبرئه کردن
fiat
دستور ، حکم
mendacious
دروغگو
parsimonious
خسیس
pecuniary
مالی
dismantle
جدا کردن اجزا (ماشین آلات)
sumptuous
فاخر ، مجلل
underwrite
تقبل کردن (مالی)
restrictive
بازدارنده
balk
مخالفت کردن ، امتناع کردن
blunt
رُک
rife
فراوان ، شایع
▾درس 20 - کلمات 381 تا 40020 لغت
sultry
شرجی
reviled
مورد توهین قرار گرفتن
derogatory
تحقیر کننده
indict
متهم کردن
nebulous
مبهم
pesky
مزاحم
redolent
مملو از ، سرشار از
repose
استراحت ، آرامش
omnivorous
همه چیز خوار
disparate
متفاوت
abstemious
پرهیزکار ، میانه رو
extant
باقیمانده ، موجود
vicissitudes
تحول ، فراز و نشیب
edifice
عمارت ، ساختمان
trenchant
صریح ، نافذ
puissant
قدرتمند
unabated
بی وقفه
maudlin
احساساتی
levity
شوخ طبعی ، سبک سری
lugubrious
اندوهگین ، غمگین
▾درس 21 - کلمات 401 تا 42020 لغت
to nurture
پرورش دادن
to ponder
تعمق کردن
scion
فرزند ، وارث
indoctrinate
شستشوی مغزی دادن
opulence
ثروت ، تجمل
obsequious
چاپلوس
fulsome
بیش از حد ، اغراق آمیز
lush
پربار ، غنی
destitution
فقر ، تنگدستی
supplication
التماس
decadence
تنزل ، زوال
penance
توبه
ascetic
زاهد
desultory
بی هدف ، بی برنامه
disciple
مرید ، شاگرد
metamorphosis
مسخ ، دگردیسی
bona fide
معتبر ، واقعی
salvation
رهایی
materialism
مادی گرایی
nirvana
نیروانا ، رستگاری
▾درس 22 - کلمات 421 تا 44020 لغت
to acknowledge
اذعان کردن
to cope
کنار آمدن
cumulative
تجمعی
to fabricate
قصه سر هم کردن
indifference
بی تفاوتی ، سهل انگاری
potential
امکان ، بالقوه
juxtapose
کنار هم گذاشتن
plight
مخمصه ، وضعیت سخت
incompatibility
ناسازگاری
incapacitated
ناتوان ، از کار افتاده
connubial
زناشویی
demur
امتناع کردن ، نپذیرفتن
appellation
لقب ، عنوان
covert
پنهانی ، مخفی
escalation
افزایش ، شدت گرفتن
recondite
ناشناخته ، غیر قابل درک
palliate
تسکین دادن ، کاهش دادن
delude
فریب دادن ، گول زدن
prelude
مقدمه ، پیشدرآمد
chimerical
غیر واقعی ، غیر عملی
▾درس 23 - کلمات 441 تا 46020 لغت
decade
دهه
to enunciate
بیان کردن
maladjusted
ناسازگار
to neutralize
خنثی کردن
heterogeneous
متفاوت ، ناهمگون
gamut
دامنه ، طیف
perspicacious
باهوش ، تیزهوش
analogous
مشابه
phenomenon
پدیده
mortality
میرایی
susceptible
آسیب پذیر
neurotic
دارای اختلالات عصبی
pedagogue
معلم سختگیر
inordinate
مقدار زیاد ، مفرط
irascible
عصبانی ، زودجوش
introspective
دروننگر ، درونگرا
perpetuate
ادامه دادن ، ماندگار کردن
mandate
دستور ، حکم
compensatory
جبران کننده
catastrophic
فجیع ، مصیبت بار
▾درس 24 - کلمات 461 تا 48020 لغت
absurd
پوچ و چرند
anthropologist
انسانشناس
bigot
متعصب
bizarre
عجیبوغریب
contemptuous
تحقیرآمیز
imperative
ضروری
taboo
حرام ، منع شده
tradition
سنت ، رسم
universal
جهانی
vulnerable
آسیبپذیر
inanimate
بیجان ، غیر زنده
fetish
طلسم ، بُت
artifact
اثر هنری ، دستساز
imprudent
بی احتیاط
prohibition
ممنوعیت
taint
آلوده ، لکه دار شده
abhor
نفرت داشتن
entreaty
تقاضا ، خواهش
originate
آغاز شدن ، سرچشمه گرفتن
inviolable
مصون ، در امان
▾درس 25 - کلمات 481 تا 50020 لغت
awesome
عالی ، حاکی از ترس
debris
آوار
deplorable
اسفناک
eruption
فوران
to hoard
انباشتن
puny
ضعیف و ناچیز، کوچک
rue
پشیمان بودن
dispersed
پراکنده
obliterate
پاک کردن ، نابود کردن
initiate
شروع کردن
conflagration
آتش سوزی بزرگ
congenial
خوشایند ، دلپذیر
sage
حکیم ، فرزانه
aegis
حمایت
detriment
خسارت ، ضرر
longevity
عمر طولانی
imbibe
نوشیدن
virile
مردانه ، پرقدرت
senile
سالخورده
doddering
لَنگ لَنگان ، لرزان
▾درس 26 - کلمات 501 تا 52020 لغت
acute
حاد ، مزمن
aversion
بیزاری
inevitable
اجتنابناپذیر
intrinsic
اصلی ، ذاتی
lethargic
بیحال
paramount
اساسی
prevalent
رایج
to rebuke
توبیخ کردن
superficial
سطحی
remiss
سهل انگار ، اهمال کار
hostile
خصمانه ، دشمنانه
evince
نشان دادن ، آشکار کردن
vogue
رایج ، مرسوم ، مُد
jettison
کنار گذاشتن ، رها کردن
lucrative
پرفایده ، پرسود
tussle
تقلا ، کشمکش
gist
چکیده مطلب
transient
موقتی ، گذرا
terse
مختصر
cogent
قانع کننده
▾درس 27 - کلمات 521 تا 54020 لغت
adamant
مصمم
to constrict
محدودکردن
pinnacle
اوج / قله
pungent
تیزمزه
array
صف
obscure
مبهم ، نا مشخص
ardent
پر شور ، مشتاق
culminate
به اوج خود رسیدن
prodigy
(کودک یا نوجوان) نابغه
bereft
محروم ، بیچیز
falter
لرزش داشتن ، تزلزل داشتن
exultation
شادی زیاد
vitriolic
تند و تیز ، انتقادی
invective
توهین ، هتاکی
besmirch
بدنام کردن ، لکهدار کردن
voluminous
حجیم ، فراوان
retrospect
نگاهی به گذشته ، بازنگری
egotist
خودخواه ، خودشیفته
humility
تواضع ، فروتنی
inveterate
کهنه کار ، قهار
▾درس 28 - کلمات 541 تا 56020 لغت
compatible
سازگار
to exploit
بهرهبرداری
vulnerable
آسیبپذیر
bedlam
شلوغی
cacophony
صدای گوشخراش
propinquity
مجاورت ، نزدیک بودن
disgruntled
ناراضی
infallible
بدون خطا
panacea
علاج قطعی
eradicate
ریشه کن کردن ، از بین بردن
impede
مانع شدن ، جلوگیری کردن
sedate
آرام ، موقر
loiter
پرسه زدن
serenity
آرامش ، سکون
revere
احترام گذاشتن
irrational
غیرمنطقی
avarice
طمع
insatiable
سیری ناپذیر
nadir
پایین ترین نقطه ، بدترین وضعیت
moribund
رو به زوال ، مردنی
▾درس 29 - کلمات 561 تا 58020 لغت
adversary
دشمن
atypical
غیرمعمول
garrulous
پرحرف
indolent
تنبل
lithe
نرموخَمیده
obese
چاق
pathetic
رقتانگیز
to wane
کم شدن
adherent
طرفدار ، پیرو
bliss
خوشبختی ، سعادت
exhort
تشویق و ترغیب کردن
apathy
بیتفاوتی
fracas
دعوا ، مشاجره
inebriated
مستی ، نشئگی
gusto
شور و اشتیاق
banal
پیش پا افتاده
platitude
حرف تکراری ، چرندیات
pique
دلخوری ، آزردگی
dilettante
سطحی نگر ، غیر حرفهای
nondescript
بدون ویژگی خاصی
▾درس 30 - کلمات 581 تا 60020 لغت
decorum
رفتار مناسب
extinct
منقرض
jubilant
شادمان
zenith
اوج
idyllic
رویایی ، بیعیب و نقص
galvanize
برانگیختن ، تحریک کردن
encumbrance
دردسر ، سربار
gaudy
جلف ، پر زرق و برق
condescend
تحقیر کردن
candor
صداقت ، رک گویی
mortify
آبرو ریزی کردن ، شرمنده کردن
jocose
شوخ طبع
malign
تهمت زدن ، بدگویی کردن
omnipotent
قادر مطلق
fledgling
نوپا ، تازهکار
peremptory
قاطعانه ، دستوری
precedent
رسم و روال ، سابقه
wheedle
فریب دادن با چرب زبانی
rustic
روستایی
charlatan
شارلاتان
▾درس 31 - کلمات 601 تا 62020 لغت
to dissent
اختلاف عقیده داشتن, مخالفت کردن
heresy
کفر, بدعت مذهبی
lassitude
خستگی ، بیحوصلگی
prudent
محتاط ، عاقلانه
ostensible
ظاهری ، نمایشی
fervid
پر شور ، مشتاق
spurious
جعلی ، قلابی
propagate
انتشار دادن ، پخش کردن
anomaly
ناهنجاری ، انحراف
innocuous
بی خطر
surfeit
افراط ، زیاده روی
milieu
محیط ، فضا
strident
زننده ، آزاردهنده
concomitant
همراه چیزی
deleterious
مضر
efficacy
کارایی ، اثربخشی
ferment
آشفتگی
attenuated
تضعیف شده
arbiter
داور ، قاضی
incumbent
لازم ، واجب
▾درس 32 - کلمات 621 تا 64020 لغت
ambiguous
مبهم
bizarre
عجیبوغریب
menial
پَست
paltry
ناچیز
profound
عمیق
alleviate
تسکین دادن
prodigious
عظیم ، بسیار بزرگ
expedite
تسریع کردن ، شتاب دادن
celerity
سرعت ، چابکی
usurp
غصب کردن ، جایگزین کردن
condone
چشم پوشی کردن
trivial
سطحی ، بیاهمیت
venerable
محترم
extraneous
غیر ضروری ، بیارتباط
succinct
مختصر
archaic
کهنه ، منسوخ
emulate
تقلید کردن
facetious
شوخطبع
rabid
افراطی
salubrious
سالم ، مفید
▾درس 33 - کلمات 641 تا 66020 لغت
complacent
از خود راضی
to deter
بازداشتن
to reproach
سرزنش
somber
تیره و تار
wary
محتاط ، مراقب
debilitate
ضعیف کردن
impetuous
شتابزده
occult
ماوراطبیعه
discreet
با ملاحظه ، محتاط
foment
بر انگیختن ، تحریک کردن
glean
جمعآوری کردن
quarry
شکار ، هدف
slovenly
شلخته ، بیدقت
abjure
دست کشیدن ، کنار گذاشتن
penitent
پشیمان
evanescent
زودگذر ، ناپایدار
tantamount
مساوی ، معادل
propensity
تمایل ، گرایش
allay
کاهش دادن ، کمرنگ کردن
connoisseur
کارشناس ، متخصص
▾درس 34 - کلمات 661 تا 68020 لغت
asinine
احمقانه
facade
نما (معماری)
to grimace
قیافه گرفتن
site
محل، محوطه
tenacious
سرسخت
vigil
شب زندهداری ، نگهبانی
cumbersome
پرزحمت ، دستوپاگیر
interrogate
بازجویی کردن
divulge
فاش کردن ، آشکار کردن
fluctuate
نوسان داشتن
unmitigated
تمام عیار
commodious
وسیع ، جادار
antiquated
فرسوده ، کهنه
disheveled
آشفته ، بههم ریخته
calumny
تهمت
pittance
مبلغ ناچیز
au courant
در جریان ، مطلع
fastidious
جزئینگر ، دقیق
noisome
بدبو
unkempt
ژولیده ، نامرتب
▾درس 35 - کلمات 681 تا 70020 لغت
to countenance
تأیید کردن, اجازه دادن
flabbergasted
شگفتزده
gaunt
نحیف
nonentity
آدم بیاهمیت
parable
مَثَل (ادبیات), حکایت
vivacious
شاداب
to wince
چهره در هم کشیدن
whimsical
خیالانگیز ، غیرجدی
lampoon
هجو کردن ، مسخره کردن
sanctimonious
مقدسنما ، ریا کار
equanimity
خونسردی ، آرامش
effrontery
گستاخی ، پررویی
debacle
شکست فاجعهبار ، رسوایی
mien
ظاهر ، سیما
hirsute
پشمالو ، پرمو
refute
رد کردن ، تکذیب کردن
pensive
متفکر ، اندیشمند
whet
تحریک کردن ، برانگیختن
stupor
بیحالی ، گیجی
cliché
کلیشه ، عبارت تکراری
▾درس 36 - کلمات 701 تا 72020 لغت
copious
بسیار
to degrade
تحقیرکردن
to depict
توصیف کردن
genre
ژانر
grotesque
عجیبوغریب
naive
سادهدل
penury
فقر
candid
صادقانه ، رک
unsavory
ناخوشایند ، ناپسند
venial
گناه کوچک ، قابل بخشش
epitome
بهترین نمونه
dexterity
مهارت ، چالاکی
compassion
دلسوزی ، شفقت
repugnant
نفرتانگیز ، منزجرکننده
acme
اوج ، قله
vehemently
با شدت ، بهطور شدید
perfidious
خائن ، عهدشکن
covet
آرزو داشتن ، میل شدید داشتن
ingratiate
خود شیرینی کردن
ignominious
ننگین ، خفتبار
▾درس 37 - کلمات 721 تا 74020 لغت
antipathy
نفرت
austere
ساده
erudite
دانشمند
therapy
درمان
volition
اراده
confront
مواجه شدن ، مقابله کردن
servile
بله قربانگو
sojourn
اقامت موقت
felicitous
دلپذیر ، خوشایند
halcyon
آرام ، خوش
tenable
قابل دفاع ، پایدار
superfluous
زائد ، غیرضروری
motivate
انگیزه دادن ، تشویق کردن
rationalize
توجیه کردن
nascent
نوپا ، در حال شکلگیری
iconoclast
سنت شکن
phobia
هراس ، ترس غیرمعقول
germane
مرتبط ، مناسب
vertigo
سرگیجه
conducive
مساعد ، کمککننده
▾درس 38 - کلمات 741 تا 76020 لغت
fatal
مرگبار
to procrastinate
امروزوفرداکردن
reticent
گوشهگیر, کمصحبت
glib
سطحی ، بیعمق
homogeneous
همگن ، یکدست
malleable
انعطاف پذیر
legerdemain
تردستی ، شعبدهبازی
trend
روند ، گرایش
stagnant
راکد ، بدون حرکت
passé
از مد افتاده ، قدیمی
facet
بُعد ، جنبه
foist
تحمیل کردن
stigmatize
لکهدار کردن ، برچسب زدن
capitulate
تسلیم شدن ، تسلیم کردن
audacity
جسارت ، بیپروایی
tantalize
طعمه قرار دادن ، وسوسه کردن
retort
پاسخ دادن ، جواب دادن
tacit
ضمنی ، غیرمستقیم
chicanery
فریبکاری ، حقهبازی
docile
مطیع ، فرمانبردار
▾درس 39 - کلمات 761 تا 78020 لغت
callous
بیاحساس, بیعاطفه
decrepit
فرسوده
saga
روایتحماسی
vindicate
تبرئه کردن ، اثبات بیگناهی
belated
دیرهنگام ، با تأخیر
imperturbable
خونسرد ، غیرقابل تحریک
vacillate
تردید داشتن ، مردد بودن
staunch
وفادار ، پابرجا
opprobrium
سرزنش ، بیاحترامی
machiavellian
حیلهگرانه ، ریاکارانه
unconscionable
غیراخلاقی ، غیرقابل قبول
pandemonium
آشوب ، هرج و مرج
flay
پوست کسی را کندن
demeanor
رفتار ، حالت ظاهری
delineation
ترسیم ، شرح
heinous
فجیع ، شنیع
turpitude
فساد اخلاقی
infraction
تخلف ، نقض قانون
redress
جبران کردن ، اصلاح
vituperation
دشنام ، سرزنش شدید
▾درس 40 - کلمات 781 تا 80020 لغت
to augment
افزایشدادن
to elucidate
روشن کردن
fatuous
احمقانه
lassitude
خستگی ، بیحوصلگی
mentor
راهنما
rhetoric
فن سخنوری ، بلاغت
to vilify
بدنام کردن
clique
گروه ، دار و دسته
extol
تعریف و تمجید ، ستایش کردن
facile
آسان ، راحت
cant
کلام غیرصادقانه ، متظاهرانه
umbrage
ناراحتی ، آزردگی
magnanimous
بزرگمنش ، سخاوتمند
vapid
بیروح ، بیمزه
unwieldy
سنگین وزن
proximity
نزدیکی ، همجواری
vitiate
مخدوش کردن ، از بین بردن
contort
کجوکوله شدن ، تغییرشکل دادن
repertoire
مجموعه ، فهرست
imperceptible
غیرقابل درک ، نامحسوس
▾درس 41 - کلمات 801 تا 82020 لغت
intrinsic
اصلی ، ذاتی
propriety
شایستگی ، درست بودن
to sanction
مجاز کردن
succulent
آبدار
curry
تملق ، جلب توجه
pall
کسلکننده شدن
satiety
سیری ، اشباع
potpourri
مخلوط ، معجون
denote
نشان دادن ، دلالت داشتن
allude
اشاره غیرمستقیم
insidious
مخرب ، پنهانی و مضر
advent
ظهور ، آغاز
impious
بیدینی ، بیاحترامی
proffer
پیشنهاد دادن ، عرضه کردن
spate
سیل ، تعداد زیاد
shibboleth
باور قدیمی ، اصطلاح رایج
bogus
تقلبی ، جعلی
substantiate
اثبات کردن ، تایید کردن
nutritive
مغذی ، دارای ارزش غذایی
raucous
پر سر و صدا ، ناهنجار
▾درس 42 - کلمات 821 تا 84020 لغت
callous
بیاحساس, بیعاطفه
to delve
کاوش کردن
diversity
تنوع
to manifest
آشکار کردن
negligible
ناچیز
quandary
تردید ، وضع دشوار
expedient
مصلحتآمیز
blasé
بیتفاوت ، دلزده
ennui
بیحوصلگی ، کسالت
comely
خوشقیافه ، زیبا
frenetic
هیجانزده ، شتابزده
artifice
ترفند ، حیله
qualm
نگرانی ، تردید
expurgate
سانسور کردن
begrudge
حسادت کردن
artless
بیتزویر ، ساده
gratuity
انعام
capricious
دمدمی ، بیثبات
requisite
ضروری ، لازم
replenish
پر کردن مجدد ، بازسازی کردن
▾درس 43 - کلمات 841 تا 86020 لغت
aloof
سرد
benevolent
سخاوتمند و مهربان, رئوف، نیکوکار
maim
معلول کردن
mercenary
مزدور
roster
فهرست ، لیست
stunted
ناکامل ، عقبمانده
atrophy
تحلیل رفتن ، ضعف عضلات
ameliorate
بهبود بخشیدن ، اصلاح کردن
cynic
بدبین ، شکاک
unctuous
چرب زبان ، چاپلوس
subservient
مطیع ، تابع
iniquity
بی عدالتی ، ظلم
largess
بخشش ، صدقه
criterion
ملاک ، معیار
repent
توبه کردن ، پشیمان شدن
mollify
آرام کردن ، تسکین دادن
pariah
طرد شده ، فرد منفور
pragmatic
عملی ، واقعگرا
vestige
نشانه ، باقیمانده
guise
ظاهر ، قیافه
▾درس 44 - کلمات 861 تا 88020 لغت
diminutive
کوچک، ریز، خرد
dulcet
گوشنواز
frail
ضعیف
to nullify
بیاثر کردن
plaintiff
شاکی
technology
فناوری
deluge
سیل ، آبگرفتگی
futility
بیهودهگی ، بیفایده بودن
carnage
کشتار ، خونریزی
libel
افترا ، توهین
defamatory
تهمتآمیز ، افتراآمیز
canard
شایعه (بیاساس)
deprecate
نکوهش کردن ، سرزنش کردن
reputed
مشهور ، شناختهشده
potent
قوی ، قدرتمند
excoriate
انتقاد شدید کردن
devout
پرهیزگار ، مذهبی
profuse
فراوان ، زیاد
impromptu
فی البداهه
malevolent
بدخواه ، شرور
▾درس 45 - کلمات 881 تا 90020 لغت
corpulent
فربه
sullen
عبوس, کجخلق
yen
اشتیاق
wistful
غمانگیز ، پر از حسرت
raiment
لباس ، پوشاک
brigand
سارق ، راهزن
rail
اعتراض کردن
raconteur
قصه گوی (قهار)
rift
شکاف ، اختلاف
emissary
نماینده ، فرستاده
ruminate
تفکر کردن ، اندیشیدن
taut
کشیده شده
livid
کبود از شدت خشم
martinet
منضبط ، فرد سختگیر
bagatelle
بیارزش ، بیاهمیت
callow
بیتجربه ، خام
appalled
وحشتزده ، شوکه شده
penchant
تمایل شدید ، علاقه خاص
decapitate
سر بریدن
termagant
زن غرغرو
▾درس 46 - کلمات 901 تا 92020 لغت
genocide
نسلکشی
ascertain
متوجه شدن ، پی بردن
dormant
غیر فعال ، خاموش
burgeoned
رشد سریع ، شکوفا شدن
potentate
فرمانروا ، حاکم
disseminate
منتشر کردن ، پخش کردن
derived
حاصل شدن ، مشتق شدن
prerogative
امتیاز ، حق ویژه
nepotism
پارتی بازی
dearth
کمبود ، فقر
internecine
جنگ داخلی
tyro
تازهکار ، مبتدی
sophistry
فریبکاری ، مغالطه
factitious
مصنوعی ، غیر طبیعی
encomium
ستایش ، تمجید
obloquy
بدگویی
hyperbole
اغراق ، مبالغه
munificent
سخاوتمند ، بخشنده
prevarication
دروغ ، حرف دوپهلو
charisma
جذبه
برای تمرین با AI و چک تلفظ، اپ کاسکو رو دانلود کن
اسپیکینگ AI، فلشکارت هوشمند و تمرین Speaking رایگان