تصویر لغت sporadic

sporadic

صفت

متناوب ، پراکنده

//spəˈradɪk//
🔤1100 Words

دسته‌بندی دستوری

صفت

درس

درس 11 - کلمات 201 تا 220

جملات مثال (2)

The lackluster battle was punctuated by sporadic mortar fire.

نبرد کم شدت با شلیک‌های پراکنده خمپاره همراه بود.

More than 100 people have been killed this year in sporadic outbursts of ethnic violence.

بیش از 100 نفر امسال در خشونت‌های پراکنده قومی‌کشته شده‌اند.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 2

معنی کلمه «sporadic» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «sporadic» در آزمون 1100 Words

لغت "sporadic" (به فارسی: متناوب ، پراکنده) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.

این کلمه در دسته‌بندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن //spəˈradɪk// است.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک می‌کند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «sporadic» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان