
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
There's no proof of her complicity in the murder.
هیچ اثبات همدستی وی در این قتل وجود ندارد.
He acted with his brother's complicity.
او با همدستی برادرش عمل کرد.
That is grim enough, and the complicity of the army and police is appalling.
این به اندازه کافی سخت است و همدستی ارتش و پلیس وحشتناک است.
And to those with the power to help and yet sit idly by, your silence is complicity.
و برای کسانی که قدرت کمک به و در عین حال بیکار بودن را دارند ، سکوت شما همدستی است.
The suspect's wife has been charged with two counts of felony complicity.
همسر مظنون به دو مورد همدستی جنایی متهم شده است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «complicity» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «complicity» در آزمون 1100 Words
لغت "complicity" (به فارسی: همدستی) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kəmˈplɪs.ə.t̬i/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «complicity» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان