
stereotype
noun , verbکلیشه ، تصور عمومی
دستهبندی دستوری
noun , verbجملات مثال (6)
It's not fair to stereotype a whole group of people based on one person you don't like.
این عادلانه نیست که یک گروه کامل از افراد را بر اساس یک شخص که دوست ندارید کلیشه کنید.
Movies have stereotyped the domineering mother-in-law ad nauseam.
فیلم ها کلیشه ای را به عنوان NAUSEAM مادرزاده سلطه گر کلیشه ای کرده اند.
The show has, in the past, made efforts to avoid stereotyping its villains.
این نمایش در گذشته تلاش کرده است تا از کلیشه های شرورهای خود جلوگیری کند.
Both sides felt pigeonholed and stereotyped over the years.
هر دو طرف در طول سالها احساس کبوتر و کلیشه کردند.
Since the 2016 election, many folks have tried to stereotype the coasts as the places living in their own bubbles.
از زمان انتخابات سال 2016 ، بسیاری از افراد سعی کرده اند به عنوان مکانهایی که در حباب های خود زندگی می کنند ، سواحل را کلیشه کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «stereotype» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «stereotype» در آزمون 1100 Words
لغت "stereotype" (به فارسی: کلیشه ، تصور عمومی) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی noun , verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈstɛriəˌtaɪp // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «stereotype» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان