
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
She's known for her incisive mind and quick wit.
او به خاطر ذهن ناخوشایند و شوخ طبعی خود شناخته شده است.
Of course, the coach loves nothing more than clever, incisive passing, and that is the Spaniard's forte.
البته مربی عاشق چیزی بیش از گذر هوشمندانه و ناخوشایند نیست و این فوریه اسپانیایی است.
That's the kind of incisive statement that opens the door, but the series as a whole declines to walk through it.
این نوع اظهارات ناخوشایند است که درب را باز می کند ، اما این سریال به طور کلی از عبور از آن خودداری می کند.
Panahi Ha won the best actress prize at the Fajr fest for this incisive role.
Panahi Ha برای این نقش ناخوشایند جایزه بهترین بازیگر زن را در جشنواره FAJR کسب کرد.
Most of the Wildcats' most incisive passes skimmed across the turf, immune to the same gusts that could knock a long ball off-course in the air.
بسیاری از پاس های حیرت انگیز Wildcats که در سراسر چمن فرو رفته اند ، مصون از همان غوغا هستند که می توانند یک توپ طولانی را در هوا قرار دهند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «incisive» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «incisive» در آزمون 1100 Words
لغت "incisive" (به فارسی: برنده) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪnˈsaɪ.sɪv/ است. مترادفهای این کلمه شامل penetrating, knifelike, piercing میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «incisive» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان