
badger
فعلنق زدن
//ˈbædʒər //
🔤1100 Words
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (2)
The teacher continually badgered the pupil for the missing assignments.
معلم مدام شاگرد را بابت تکالیف ناقصش سرزنش میکرد.
Stop badgering me — I'll do it when I'm ready.
بس کن از اصرار کردن — وقتی آماده شدم انجامش میدهم.
دانشت رو امتحان کن
معنی1 از 2
معنی کلمه «badger» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «badger» در آزمون 1100 Words
لغت "badger" (به فارسی: نق زدن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈbædʒər // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «badger» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان