
prognosticate
فعلپیش بینی کردن
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (2)
The mayor refused to prognosticate as to his margin of victory in the election.
شهردار از پیشبینی میزان پیروزی خود در انتخابات خودداری کرد.
He is in a good position to prognosticate on the future of commerce.
او در موقعیت خوبی قرار دارد تا دربارهٔ آیندهٔ تجارت پیشبینی کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «prognosticate» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «prognosticate» در آزمون 1100 Words
لغت "prognosticate" (به فارسی: پیش بینی کردن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˌprɑgˈnɑstəˌkeɪt // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «prognosticate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان