
drudgery
اسمکار پر زحمت
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
She does her homework on Fridays to save herself from the drudgery of having to do it during the weekend.
او تکالیفش را جمعهها انجام میدهد تا از رنج انجام آنها در آخر هفته خلاص شود.
Cleaning the oven is sheer drudgery.
تمیز کردن فر واقعاً کاری خستهکننده و طاقتفرساست.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «drudgery» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «drudgery» در آزمون 1100 Words
لغت "drudgery" (به فارسی: کار پر زحمت) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈdrʌdʒəri // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «drudgery» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان