
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
She has impeccable taste in music.
او در موسیقی طعم بی عیب و نقصی دارد.
The athletes' impeccable moves on the court seem to translate to the dance floor, as well.
به نظر می رسد حرکات بی عیب و نقص ورزشکاران در زمین نیز به طبقه رقص ترجمه می شود.
The Phoenix Suns have been impeccable as a team with 25 wins.
Phoenix Suns به عنوان تیمی با 25 برد بی عیب و نقص بوده است.
The most impeccable process would not have changed that.
بی عیب و نقص ترین فرآیند تغییر نکرده است.
The wind did its job — along with some impeccable styling.
باد کار خود را انجام داد - همراه با برخی از یک ظاهر طراحی بی عیب و نقص.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «impeccable» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «impeccable» در آزمون 1100 Words
لغت "impeccable" (به فارسی: بیعیب) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪmˈpek.ə.bəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل faultless, immaculate میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «impeccable» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان