
component
اسمعنصر
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
A good motion picture producer should be skilled in all the manifold component of film-making.
یک تهیهکننده خوب فیلم باید در تمامیجنبههای متعدد فیلمسازی ماهر باشد.
One is the vertical component generated by the effect of gravity on the suspended pipe.
یکی از آنها مؤلفه عمودی است که توسط اثر گرانش بر لوله معلق ایجاد میشود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «component» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «component» در آزمون 1100 Words
لغت "component" (به فارسی: عنصر) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //kəmˈpoʊnənt // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «component» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان