
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
In his old age his health became increasingly frail.
در دوران پیری ، سلامتی وی به طور فزاینده ای ضعیف شد.
Friedrich, the youngest of the sons, was too frail to work in the vineyard.
فردریش ، جوانترین پسران ، برای کار در تاکستان بسیار ضعیف بود.
His game has looked rusty and his body has looked frail.
بازی او زنگ زده به نظر می رسد و بدن او ضعیف به نظر می رسد.
That was in 1972, when Chaplin was eighty-two and frail.
این در سال 1972 بود ، هنگامی که چاپلین هشتاد و دو و ضعیف بود.
Why would a boy of Devonte's age be so small and frail ?
چرا پسری از سن Devonte بسیار کوچک و ضعیف خواهد بود؟
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «frail» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «frail» در آزمون 1100 Words
لغت "frail" (به فارسی: ضعیف) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /freɪl/ است. مترادفهای این کلمه شامل imperfect, fragile میشوند. متضاد آن robust است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «frail» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان