
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
The abuse went on for about a year, the plaintiff said.
شاکی گفت که این سوءاستفاده حدود یک سال ادامه یافت.
The plaintiff should not receive a Form 1099, but the lawyer will.
شاکی نباید فرم 1099 را دریافت کند ، اما وکیل خواهد داد.
The panel gave the plaintiffs a week to seek relief from the Supreme Court.
این هیئت یک هفته به شاکیان داد تا از دیوان عالی کشور به دنبال رهایی باشند.
If the statements are true, the plaintiff 's case fails.
اگر اظهارات صحیح باشد ، پرونده شاکی شکست می خورد.
That lawsuit did not name the plaintiff , a minor at the time.
این دادخواست در آن زمان شاکی ، خردسال را نامگذاری نکرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «plaintiff» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «plaintiff» در آزمون 1100 Words
لغت "plaintiff" (به فارسی: شاکی) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈpleɪn.t̬ɪf/ است. مترادفهای این کلمه شامل complainant میشوند. متضاد آن defendant است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «plaintiff» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان