تصویر لغت diminutive

diminutive

adjective, noun

کوچک، ریز، خرد

/dɪˈmɪn.jə.t̬ɪv/

مترادف‌ها

petitelilliputiantiny

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun

درس

درس 44 - کلمات 861 تا 880

جملات مثال (6)

Now, the diminutive snub-nosed SUV is headed to the scrap heap.

اکنون شاسی‌بلند کوچک و بینی‌کوتاه در آستانه‌ی تبدیل شدن به قراضه است.

Warblers are the diminutive dandies of the birding world.

پرندگان «واربلر» جنتلمن‌های ریزنقش دنیای پرنده‌نگری هستند.

The diminutive sixth-round pick didn't see much action in the first half.

بازیکن انتخاب‌شده در دور ششم، که قدی کوتاه داشت، در نیمه‌ی اول زیاد بازی نکرد.

But the selection of the speedy but diminutive Atwell shocked many.

اما انتخاب آتوِل، بازیکنی سریع اما کوتاه‌قد، بسیاری را شگفت‌زده کرد.

Despite its diminutive size, the kit is well thought out.

با وجود اندازه‌ی کوچک، این کیت طراحی بسیار دقیقی دارد.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «diminutive» کدام است؟

لغات هم‌درس

این لغت در این آزمون‌ها هم هست:

درباره لغت «diminutive» در آزمون 1100 Words

لغت "diminutive" (به فارسی: کوچک، ریز، خرد) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪˈmɪn.jə.t̬ɪv/ است. مترادف‌های این کلمه شامل petite, lilliputian, tiny می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک می‌کند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «diminutive» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان