
جملات مثال (6)
He set out to enunciate the basic principles of his system.
وی تصمیم گرفت اصول اساسی سیستم خود را بیان کند.
Children should be taught to enunciate clearly.
به کودکان باید آموزش داده شود که به وضوح را بیان کنند.
So in his order, the judge wants to correctly enunciate the law.
بنابراین به دستور خود ، قاضی می خواهد قانون را به درستی تصویب کند.
Baby never has to beg, never even has to enunciate or open her eyes past half-mast.
کودک هرگز مجبور به التماس نیست ، هرگز حتی مجبور نیست چشمان خود را از نیمه ماست جدا کند یا باز کند.
To confront the truth is first to enunciate it, and on neither count was American society equal to the task.
مقابله با حقیقت برای اولین بار آن را مشخص می کند ، و هیچ یک از جامعه آمریکایی برابر با این کار نبود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to enunciate» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to enunciate» در آزمون 1100 Words
لغت "to enunciate" (به فارسی: بیان کردن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪˈnʌn.si.eɪt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to enunciate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان