
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, adjectiveجملات مثال (5)
The report of a rash of burglaries in the neighborhood was exaggerated.
در مورد گزارش موجی از دزدی ها در محله اغراق شد
Poison ivy causes a rash.
پیچک سمّی باعث کهیر می شود
It is rash to threaten an action you cannot carry out.
به عهده گرفتن عملی که نمی توانید انجام دهید، کاری نسنجیده است
It was exceedingly rash of the lightweight to insult the belligerent longshoreman.
جسارت آن فرد لاغراندام در توهین به کارگر خشمگین، کار نادرستی بود.
I think it was a bit rash of them to get married when they'd only known each other for a few weeks.
فکر میکنم ازدواج آنها کمیعجولانه بود، چون تنها چند هفته همدیگر را میشناختند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «rash» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «rash» در آزمون 1100 Words
لغت "rash" (به فارسی: شتابزده ، کهیر) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, adjective قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //rash// است. مترادفهای این کلمه شامل heady, blizzard, efflorescence, reckless, skin rash میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «rash» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان