
جملات مثال (6)
They will pressure you, and you must try not to succumb.
آنها به شما فشار می آورند ، و شما باید سعی کنید تسلیم نشوید.
Now it, too, is succumbing to the outbreak of the new.
اکنون نیز در برابر شیوع جدید است.
The church's front doors lay in pieces, succumbing to the flames and the pressure of the water.
درهای جلوی کلیسا به صورت قطعه ای دراز کشیده و به شعله های آتش و فشار آب تسلیم می شوند.
These are songs from a band that has not yet succumbed.
اینها آهنگهای گروهی هستند که هنوز تسلیم نشده اند.
Broom is the second death-row inmate in Ohio to succumb to the virus.
جارو دومین زندانی ردیف مرگ در اوهایو است که به ویروس تسلیم می شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to succumb» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to succumb» در آزمون 1100 Words
لغت "to succumb" (به فارسی: تسلیمشدن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /səˈkʌm/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to succumb» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان