
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
The national team was the pinnacle of that program, and therefore the zenith of the game.
تیم ملی اوج آن برنامه و به همین دلیل زنیت بازی بود.
Doing the math, the Bruins might just reach that 10-win pinnacle.
با انجام ریاضیات ، Bruins فقط ممکن است به آن اوج 10 برنده برسد.
The pay-per-view event quickly became the pinnacle of pro wrestling.
رویداد پرداخت برای هر بازدید به سرعت به اوج کشتی گیری حرفه ای تبدیل شد.
The movement is a hybrid of force and form with a picturesque pinnacle.
این حرکت ترکیبی از نیرو است و با یک اوج زیبا شکل می گیرد.
This moment was the pinnacle of Simon's career, the apex of his life's work.
این لحظه اوج حرفه ای سیمون ، اوج کار زندگی او بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «pinnacle» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «pinnacle» در آزمون 1100 Words
لغت "pinnacle" (به فارسی: اوج / قله) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈpɪn.ə.kəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل meridian, summit, tiptop میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «pinnacle» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان