
جملات مثال (6)
The drug is used to constrict blood vessels.
این دارو برای محدود کردن رگ های خونی استفاده می شود.
He felt constricted by their notions of what was proper.
او از عقاید آنها در مورد آنچه مناسب بود احساس کرد.
The declining economy has constricted job opportunities.
اقتصاد رو به کاهش فرصت های شغلی را محدود کرده است.
Blood is going to rush to the area, constrict the stitches.
خون در حال عجله به منطقه است و بخیه ها را محدود می کند.
The cold water can constrict the blood vessels, which can lead to a decrease in blood flow to the heart.
آب سرد می تواند رگ های خونی را محدود کند ، که می تواند منجر به کاهش جریان خون به قلب شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to constrict» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to constrict» در آزمون 1100 Words
لغت "to constrict" (به فارسی: محدودکردن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kənˈstrɪkt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to constrict» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان