
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (4)
Marilyn's mother told her to be wary of strangers with a gleam in their eye.
مادر "مارلین" به او گفت که مواظب غریبه ها باشد
After Orlando had been the victim of a cheat, he was wary of those who said they wanted to help him.
بعد از این که "اولاندو" قربانی یک تقلّب شد، مراقب کسانی بود که ادعا می کردند می خواهند به او کمک کنند
Living in a polluted city makes you wary of the air you breathe.
زندگی در یک شهر آلوده باعث می شود که شما مواظب هوایی که استنشاق می کنید، باشید
We should be wary of dangers to our liberty and privacy with the excuse of security.
ما باید به بهانه امنیت نسبت به خطرات آزادی و حریم خصوصیمان هشیار باشیم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «wary» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «wary» در آزمون 1100 Words
لغت "wary" (به فارسی: محتاط ، مراقب) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈwe(ə)rē// است. مترادفهای این کلمه شامل suspicious, mistrustful, untrusting, leery میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «wary» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان