
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
He was drunk and belligerent.
او مست و جنگ طلب بود.
The belligerent passenger was not the first to be taped to his seat.
مسافر جنگلی اولین کسی نبود که به صندلی خود ضبط شد.
The women are just as blotto and belligerent as the men.
این زنان به همان اندازه مردها بلوتو و جنگجو هستند.
All due to a belligerent tug of war over a car valued at less than a grand.
همه به دلیل یک جنگ متخاصم جنگ بر سر یک اتومبیل با ارزش کمتر از یک بزرگ.
The bomb earned the captain MVP chants and a curtain call from a belligerent crowd.
این بمب مناجات کاپیتان MVP و تماس پرده ای را از جمعیت متجاوز به دست آورد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «belligerent» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «belligerent» در آزمون 1100 Words
لغت "belligerent" (به فارسی: جنگطلب) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /bəˈlɪdʒ.ɚ.ənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل militant, battler, scrapper میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «belligerent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان