
incapacitated
صفتناتوان ، از کار افتاده
//ɪnkəˈpæsɪˌteɪtɪd //
🔤1100 Words
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (1)
In his incapacitated state the bogus lawman fell back onto the grass.
مامور تقلبی، در حالت ناتوانی روی چمن افتاد.
دانشت رو امتحان کن
معنی1 از 2
معنی کلمه «incapacitated» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «incapacitated» در آزمون 1100 Words
لغت "incapacitated" (به فارسی: ناتوان ، از کار افتاده) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ɪnkəˈpæsɪˌteɪtɪd // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «incapacitated» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان