
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
A big meal always makes me feel lethargic and sleepy.
یک وعده غذایی بزرگ همیشه باعث می شود احساس بی حالی و خواب آلود کنم.
The patient is weak and lethargic.
بیمار ضعیف و بی حالی است.
The audience was cold and lethargic. It is true there were about fifty-seven applauses, but they were not roars of enthusiasm by any means.
تماشاگران سرد و بی حالی بود. درست است که حدود پنجاه و هفت کاربرد وجود داشت ، اما به هیچ وجه آنها غرش شور و شوق نبودند.
By the end of that week, Brooks felt lethargic and her body ached.
در پایان آن هفته ، بروکس احساس بی حالی کرد و بدن او درد کرد.
One of the dogs was lethargic and had a pale tongue and bloodshot eyes.
یکی از سگ ها بی حالی بود و دارای زبان کم رنگ و چشمان خونین بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «lethargic» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «lethargic» در آزمون 1100 Words
لغت "lethargic" (به فارسی: بیحال) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ləˈθɑːr.dʒɪk/ است. مترادفهای این کلمه شامل unenrgetic میشوند. متضاد آن energetic است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «lethargic» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان