
جملات مثال (6)
Perhaps that was enough for some of the hardcores who danced and gesticulated in their seats throughout the show.
شاید این برای برخی از هاردکور که در طول نمایش در کرسی های خود رقصیده و حرکات می کردند ، کافی بود.
In the left frame, Trump is mid-monologue, lips pursed and gesticulating.
در قاب سمت چپ ، ترامپ اواسط مونولوگ است ، لب ها تعقیب و حک شده است.
And, indeed, Carolyn went on to yelp, eye-roll, and gesticulate her way through the game in a delightful way.
و ، در واقع ، کارولین به سمت یلپ ، چشم رول رفت و راه خود را از طریق بازی با روشی لذت بخش حرکت داد.
Macron worked hard to keep his cool as Le Pen smirked, gesticulated and provoked.
ماکرون به سختی تلاش کرد تا خنک شود ، زیرا Le Pen لبخند زد ، حرکات و تحریک شد.
Madden could bark at players and gesticulate and yell on the sidelines.
ماددن می توانست بازیکنان را پارس کند و در حاشیه فریاد بزند و فریاد بزند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to gesticulate» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to gesticulate» در آزمون 1100 Words
لغت "to gesticulate" (به فارسی: با حرکات دست صحبت کردن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dʒesˈtɪk.jə.leɪt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to gesticulate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان