
pretext
اسمبهانه
//ˈpriːtekst //
🔤1100 Words
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
Her pretext of being tired did not fool us for an instant.
بهانه خستگیاش حتی لحظهای ما را گول نزد.
He came round to see her on some flimsy (obviously false) pretext.
او به بهانهای واهی (دروغ آشکار) به دیدن او آمد.
دانشت رو امتحان کن
معنی1 از 2
معنی کلمه «pretext» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «pretext» در آزمون 1100 Words
لغت "pretext" (به فارسی: بهانه) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈpriːtekst // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «pretext» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان