
جملات مثال (6)
He told her to stop procrastinating and get to work.
او به او گفت که متوقف کردن تعلل و کار کردن.
He procrastinated and missed the submission deadline.
او به تعویق افتاد و مهلت ارسال را از دست داد.
One friend in the group, who likes to procrastinate , wasn't as lucky.
یکی از دوستان گروه ، که دوست دارد به تعویق بیفتد ، خوش شانس نبود.
The best way to avoid the worst traffic is to stop procrastinating.
بهترین راه برای جلوگیری از بدترین ترافیک ، متوقف کردن تعلل است.
This is a to-do list that would drive anyone to procrastinate.
این یک لیست کارهاست که هر کسی را به سمت تعلل سوق می دهد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to procrastinate» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to procrastinate» در آزمون 1100 Words
لغت "to procrastinate" (به فارسی: امروزوفرداکردن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /proʊˈkræs.tə.neɪt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to procrastinate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان