
جملات مثال (6)
He was vilified in the press for his comments.
وی به دلیل اظهارنظرهای خود در مطبوعات مورد تأیید قرار گرفت.
The boys, all between the ages of 14 and 16 at the time of their arrests, were vilified by the press.
پسران ، در بین 14 تا 16 سال در زمان دستگیری های خود ، توسط مطبوعات مورد توجیه قرار گرفتند.
At the same time, no man was more vilified and scoffed at.
در همان زمان ، هیچ کس بیشتر مورد تحسین و تمسخر قرار نگرفت.
He was vilified , he was called all sorts of names, soft and all sorts of things.
او مورد توجیه قرار گرفت ، او به همه انواع نام ، نرم و انواع چیزها خوانده می شد.
The Italian media dug up her work and spun it to vilify her.
رسانه های ایتالیایی کار او را حفر کردند و آن را برای توهین به او چرخاندند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to vilify» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to vilify» در آزمون 1100 Words
لغت "to vilify" (به فارسی: بدنام کردن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈvɪl.ə.faɪ/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to vilify» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان