
contort
فعلکجوکوله شدن ، تغییرشکل دادن
//kənˈtɔːrt //
🔤1100 Words
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (1)
Her face contorted with the pain but she wrenched harder, thinking of her freedom.
صورتش از شدت درد، در هم پیچید، اما او محکمتر تحمل کرد و به آزادی خود فکر کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی1 از 2
معنی کلمه «contort» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «contort» در آزمون 1100 Words
لغت "contort" (به فارسی: کجوکوله شدن ، تغییرشکل دادن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //kənˈtɔːrt // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «contort» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان