
afflict
فعلمبتلا کردن ، مبتلا شدن
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (2)
Citizens of several Kentucky mountain communities are afflicted by the worst poverty in the nation.
شهروندان چندین جامعه کوهستانی کنتاکی دچار بدترین فقر در کشور هستند.
Breast cancer is an illness that afflicts women more than men.
سرطان سینه بیماریای است که زنان را بیشتر از مردان مبتلا میکند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «afflict» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «afflict» در آزمون 1100 Words
لغت "afflict" (به فارسی: مبتلا کردن ، مبتلا شدن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //əˈflɪkt // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «afflict» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان