
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
She looked at him with a sultry glance.
او با نگاه شرجی به او نگاه کرد.
In the heat of the moment, the Colombian singer and his ex sway to the rhythms of the sultry merengue beat.
در گرمای لحظه ای ، خواننده کلمبیایی و سابق او به ریتم های ضرب و شتم شرجی می شوند.
When the sun goes down, Le Tamarin is a sultry place to be.
وقتی خورشید غروب می کند ، لو تامارین مکانی شرجی است.
The back of the dress added a sultry yet classy touch with a corset that laced up from the top to the bottom of the long gown.
قسمت پشتی این لباس با یک کرست که از بالا تا پایین لباس بلند بلند شده بود ، یک لمس شرجی و در عین حال درجه یک را اضافه کرد.
The mom of three wore a sultry maroon lip and her hair in loose waves.
مادر سه نفره لب مارون شرجی و موهای خود را در امواج گشاد پوشید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «sultry» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «sultry» در آزمون 1100 Words
لغت "sultry" (به فارسی: شرجی) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈsʌl.tri/ است. مترادفهای این کلمه شامل sulfurous, sensual, stifling میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «sultry» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان