
prolific
صفتپربار
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (2)
The usually prolific novelist was frustrated by her failure to come up with a good plot.
رماننویسِ معمولاً پرکار، از ناتوانی در یافتن طرح داستانی مناسب ناامید شده بود.
Rabbits and other rodents are prolific (have a lot of babies).
خرگوشها و سایر جوندگان بسیار زاد و ولد میکنند (فرزندان زیادی دارند).
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «prolific» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «prolific» در آزمون 1100 Words
لغت "prolific" (به فارسی: پربار) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //proʊˈlɪfɪk // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «prolific» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان