
mammoth
adjective, nounعظیم (اغلب برای کارهای در مقیاس وسیع)
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
The baby mammoth was found frozen in permafrost in the Klondike gold fields in the Yukon.
نوزاد ماموت در یخدائمِ معادن طلای کلوندایک در یوکان پیدا شد.
The bones are likely the remains of at least 14 mammoths.
استخوانها احتمالاً بقایای دستکم ۱۴ ماموت هستند.
The unearthing of the mammoth proved the existence of a time before time.
کشف ماموت وجود زمانی پیش از تاریخ را ثابت کرد.
The tusk is believed to belong to a steppe mammoth from before the last ice age.
باور بر این است که آن عاج متعلق به ماموت دشتیِ پیش از آخرین عصر یخبندان است.
The edges of the state were exposed—and these areas tend to turn up mammoth remains.
لبههای ایالت در معرض قرار گرفته بود و این مناطق معمولاً بقایای ماموت را آشکار میکنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «mammoth» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «mammoth» در آزمون 1100 Words
لغت "mammoth" (به فارسی: عظیم (اغلب برای کارهای در مقیاس وسیع)) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈmæm.əθ/ است. مترادفهای این کلمه شامل gigantic میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «mammoth» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان