
disseminate
فعلمنتشر کردن ، پخش کردن
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (2)
We are quick to disseminate calumny, but reticent about things that may be construed as compliments.
ما سریعاً شایعات بد را پخش میکنیم، اما در مورد چیزهایی که ممکن است به عنوان تعریف و تمجید تلقی شوند، محتاط هستیم.
The alert quickly disseminates information to highway billboards, broadcasters and newspapers.
این هشدار به سرعت از طریق بیلبوردهای بزرگراهی، رسانههای خبری و روزنامهها منتشر میشود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «disseminate» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «disseminate» در آزمون 1100 Words
لغت "disseminate" (به فارسی: منتشر کردن ، پخش کردن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //dɪˈsɛmɪneɪt// است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «disseminate» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان