
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (6)
The photograph showed his somber countenance.
این عکس چهره ترسناک او را نشان می داد.
The Lord lift up the light of his countenance upon you.
خداوند نور چهره خود را بر شما بلند می کند.
On the last day of the Grand Prix, with his job on the line, his odds looked as grim as his countenance.
در آخرین روز از جایزه بزرگ ، با کار خود در خط ، شانس او به همان اندازه چهره او به نظر می رسید.
At the sight of her bright smile and studied countenance.
در نگاه لبخند روشن او و مطالعه چهره.
That is what the public sees — Easy Eli, with a gee-whiz countenance.
این همان چیزی است که عموم مردم می بینند-الی آسان ، با چهره ای از whiz.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to countenance» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to countenance» در آزمون 1100 Words
لغت "to countenance" (به فارسی: تأیید کردن, اجازه دادن) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkaʊn.t̬ən.əns/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to countenance» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان