آیلتس آکادمیک
IELTS Academic
تعداد لغات
۲٬۶۲۸
تعداد درسها
۱۲۲
تخمین زمان
21h 55m
جستجو در لغات
درسها
▾Science20 لغت
▾Education26 لغت
alumna
فارغ التحصیل (زن)
alumnus
فارغالتحصیل (معمولاً مرد)
bursary
بورسیه مالی
colloquium
سمینار, کنفرانس، گردهمایی
commencement
جشن فارغالتحصیلی
crib
ترجمه تحتاللفظی
dean
مدیرگروه (دانشگاهی), رییس دانشکده
demerit
امتیاز منفی
to ditch
غیبت کردن
endowment
تامینکننده مالی یک موسسه
to flunk
مردود شدن (در امتحان)
grade point average
نمره معدل
interdisciplinary
میانرشتهای
to invigilate
بر داوطلبان در طول آزمون نظارت کردن
to scrutinize
موشکافی کردن, وارسی کردن
valedictorian
دانشآموز ممتاز
exeat
اجازه غیبت
resit
فرصتی برای شرکت مجدد در یک امتحان
practicum
دوره آموزشی
▾Astronomy22 لغت
▾Physics32 لغت
▾Biology16 لغت
adenosine triphosphate
آدنوزین تریفسفات
ameba
آمیب, موجودات تکسلولی
capsid
کپسید
centriole
سانتریول
chlorophyll
کلروفیل
chloroplast
کلروپلاست
chromosome
کروموزوم, فامتن
codon
کد ژنتیکی
cytoplasm
سیتوپلاسم
cytoplast
سیتوپلاست
cytoskeleton
اسکلت سلولی
eukaryote
یوکاریوت
fetus
جنین, رویان
genome
ژنوم
Golgi apparatus
دستگاه گلژی
heterozygote
هتروزیگوت
histone
هیستون
homeostasis
هموستاز
homozygote
هموزیگوت
lysosome
لیزوزوم
mitochondrion
میتوکندری
nucleotide
نوکلئوتید
organelle
اندامک
ovum
تخمک
pepsin
پپسین
phenotype
رُخنمود, فنوتیپ
polypeptide
رشتهای از اسیدهای آمینه که به هم متصل شدند
prokaryote
پروکاریوت
replication
همانندسازی دیانای
ribosome
ریبوزوم
symbiosis
همزیستی, زندگی تعاونی
telomere
تلومر
transcription
رونویسی (زیستشناسی)
translation
ترجمه (زیستشناسی)
vacuole
واکوئل
▾Chemistry15 لغت
alcohol
الکل (شیمی)
aldehyde
آلدئید
alkali
قلیا (شیمی)
catalysis
فروکافت
catalyst
کاتالیزور, کاتالیزگر
colloid
کلوئید
corrosion
خوردگی
covalent bond
پیوند کووالانسی
electrolyte
الکترولیت
enthalpy
آنتالپی
entropy
آنتروپی
ester
استر (شیمی)
hydrocarbon
هیدروکربن
isomer
همپار, ایزومر
ketone
کتون
molarity
غلظت مولار, مولاریته
monomer
مونومر
oxidation-reduction
اکسایش
polymer
پلیمر
reactant
واکنشگر
solute
حلشونده, ماده حلشدنی
▾Geology12 لغت
asthenosphere
سستکره, استنوسفر
caldera
کاسه آتشفشانی, کالدرا
drumlin
تپه یخچالی, دروملین
fissure
شکاف, درز، فاق
geode
پوکسنگ, ژئود
glaciation
دوره یخبندان, یخزدگی
isostasy
همتنشی, ایزوستازی
kimberlite
کیمبرلیت
lithosphere
لیتوسفر
moraine
یخرفت, مورن
orogeny
کوهزایی
plate
زمینساخت صفحهای, تکتونیک صفحهای
seismology
زلزلهشناسی
subduction
فرورانش
tectonics
زمینساخت, تکتونیک
karst
کارست
diagenesis
ترازایش, دیاژنز
▾Philosophy26 لغت
epistemology
معرفتشناسی, شناختشناسی
fatalism
تقدیرگرایی, سرنوشتگرایی
metaphysics
متافیزیک, فلسفه فراطبیعی، مابعدالطبیعه
monad
موناد (فلسفه), جوهر الهی
monism
یگانهانگاری, مونیسم
nihilism
هیچانگاری, نیهیلیسم
noumenon
وجود مجرد (فلسفه)
ontology
هستیشناسی, آنتولوژی
pragmatism
عملگرایی, پراگماتیسم
solipsism
نفسگرایی
stoicism
رواقیگری, فلسفه رواقیون
subjectivism
ذهنیتگرایی, سوبژکتیویسم
teleology
غایتشناسی, پایانشناسی
tenet
زیربنای فکری, مبنا
utilitarianism
سودگرایی, فایدهگرایی
absurdism
پوچانگاری, پوچگرایی
objectivism
عینیتگرایی
cogito
فلسفه وجود
▾Psychology19 لغت
attention deficit hyperactivity disorder
اختلال کمتوجهی - بیشفعالی
catharsis
کاتارسیس, روانپالایی
defense mechanism
مکانیزم دفاعی
dissociation
انفکاک (روانشناسی)
neurosis
رواننژندی, اختلال روانی
psyche
روان
psychosis
روانپریشی, جنون
psychotic
فرد روانپریش
post-traumatic stress disorder
اختلال اضطراب پس از سانحه, اختلال استرسی پس از آسیب روانی، اختلال تنشزای پس از رویداد
schizophrenia
روانگسیختگی, اسکیزوفرنی، اختلال چند شخصیتی
body dysmorphic disorder
اختلال خودزشتانگاری
borderline personality disorder
اختلال شخصیت مرزی
obsessive-compulsive disorder
اختلال وسواس فکریعملی
dissociative identity disorder
اختلال تجزیه هویت
cognitive behavioral therapy
درمان شناختی رفتاری
coping mechanism
مکانیسم دفاعی
▾Maths and Graphs17 لغت
algorithm
دستورالعملهای ریاضی
calculus
حسابان, حساب دیفرانسیل و انتگرال
cross section
مقطع
derivative
مشتق
flow chart
روندنما
integral
انتگرال
limit
حد (ریاضی)
matrix
ماتریس, جدول
quartile
چارک
variance
واریانس
catastrophe theory
نظریه فاجعه
donut chart
نمودار دوناتشکل, نموداری شبیه به نمودار دایرهای
bubble chart
نمودار حبابی
candlestick chart
نمودار شمعی
▾Geometry18 لغت
annulus
طوق (ریاضیات), فاصله بین دو دایره متحدالمرکز
asymptote
مجانب
crescent
هلالیشکل
curvature
میزان انحنا
dodecahedron
*دوازدهضلعی
frustum
هرم ناقص
hyperbola
هذلولی
icosahedron
بیستوجهی
lattice
مشبککاری
lozenge
لوزی
oblong
به شکل مستطیل دورگِرد
octahedron
*هشتضلعی
parabola
سهمی (هندسه), شلجمی
parallelogram
متوازیالاضلاع
rhombus
لوزی, متوازیالاضلاع
tetrahedron
چهاروجهی
torus
چنبره
trapezoid
ذوزنقه
icosagon
بیستضلعی
helicoid
پیچوار
▾Environment33 لغت
BIOME
زیستبوم
flora
گیاه
gaia
گایا (یک نظریه محیطی)
green manure
کود سبز
greenway
راه سبز
reservoir
مخزن سد
green belt
کمربند سبز
green audit
ممیزی زیستمحیطی
carbon sequestration
ترسیب کربن
greenwashing
سبزشویی
rewilding
بازگردانی طبیعت وحشی
wildlife corridor
گذرگاه حیات وحش
flight shame
شرم پرواز
cap and trade
تجارت گازهای گلخانهای
▾Energy and Power20 لغت
▾Landscape and Geography32 لغت
altitude
ارتفاع (جغرافیا)
atoll
جزیره مرجانی
boulder
تختهسنگ, گرداله
butte
تپه
cape
قطعه زمین واقع در آب
cartography
نقشهنگاری
cataract
آبشار
crater
دهانه آتشفشان
creek
نهر
escarpment
دیواره (زمینشناسی)
estuary
پایرود, دهانه رود، مصب، خور رودخانهای
fjord
آبدره
geyser
آبفشان
glacier
یخچال طبیعی
isthmus
باریکه خاکی, تنگه
knoll
تپه کوچک
lagoon
تالاب
marsh
مرداب
meridian
نصفالنهار
precipice
پرتگاه, سراشیبی
ravine
دره تنگ و عمیق, آبکند
savannah
گرمدشت
shingle
ساحل سنگی
strait
تنگه, کانال، آبراهه
terrain
ناهمواری, زمین
topography
توپوگرافی, نقشهبرداری زمین
tributary
ریزابه
▾Engineering10 لغت
aerospace
هوا فضا, صنعت هوا فضا
ball bearing
بلبرینگ
cog
چرخدنده
crank
میل لنگ
drive shaft
میل گاردان, محور محرک
gearing
چرخدنده
kinematics
سینماتیک
lathe
دستگاه تراش, ماشین تراش
microelectronics
ریزالکترونیک, میکروالکترونیک
overhaul
تعمیرات اساسی
relay
رله (نوعی کلید الکتریکی)
rivet
میخپرچ
sprocket
چرخ زنجیر
torque
گشتاور نیرو, نیروی چرخشی
computer-aided design technician
کسی که به کمک کامپیوتر طراحی میکند
belt drive
تسمه (مکانیکی)
test bench
میز سنجش, تست بنچ
▾Technology23 لغت
algorithm
دستورالعملهای ریاضی
to automate
خودکار کردن
bootstrap
بوتاسترپ
to computerize
کامپیوتری کردن
to configure
پیکربندی کردن
dongle
دانگل
encryption
فرآیند رمزگذاری اطلاعات
video display
دستگاه نمایشگر
Blu-ray
دیسک بلوری
metaverse
فراجهان
text to speech
فناوری تبدیل متن به گفتار
plug and play
آماده نصب و اجرا
palmtop
کامپیوتر جیبی
pen drive
یواسبی
toggle button
دکمه
▾Internet17 لغت
back end
بک اند
bandwidth
پهنای باند
cracker
هکر
front end
فرانت اند
host
میزبان (شبکه)
HTML
زبان نشانه گذاری فرامتن, اچتیامال
HTTP
پروتکل انتقال ابرمتن
local area network
شبکه محلی
to ping
سرعت اینترنت را سنجیدن, پینگ تست
portal
درگاه (اینترنت)
trojan horse
اسب تروآ (رایانه و فناوری اطلاعات)
URL
آدرس (وبسایت)
IP address
آدرس آیپی, نشانی آیپی
proxy server
پراکسی سرور
Domain Name System
سامانه نام دامنه
application programming interface
رابط برنامهنویسی کاربردی
courseware
نرمافزاری شامل یک دورۀ آموزشی, درسافزار
augmented reality
واقعیت مجازی
cyberbullying
قلدری رایانهای, قلدری سایبری
▾Computer16 لغت
applet
برنامک
bus
گذرگاه (رایانه), نوع سیستم ارتباط الکتریکی
central processing unit
واحد پردازش مرکزی
compiler
کامپایلر
debugger
اشکالزدا
firmware
ثابتافزار
hard disk drive
درایو دیسک سخت, هارد (کامپیوتر)
interface
رابط (رایانش)
mainframe
پردازنده مرکزی
pointer
نشانگر ماوس
processor
پردازشگر, پردازنده، سیپییو
to prompt
سریع
random-access memory
حافظه دسترسی تصادفی
read-only memory
حافظه فقط خواندنی
socket
پریز برق
solid-state drive
درایو حالت جامد
graphics card
کارت گرافیک
chipset
چیپست
graphics processing unit
واحد پردازش گرافیکی
▾History26 لغت
anachronism
نا به هنگامی, ناهمزمانی
antiquity
دوران باستان, عهد عتیق
to chronicle
وقایعنگاری کردن
coronation
تاجگذاری
crusade
جنگهای صلیبی
decolonization
استعمارزدایی
dynasty
دودمان, خاندان
galley
گالِی (کشتی باستانی)
genealogy
شجرهنامه
hieroglyphic
هیروگلیف
neanderthal
نئاندرتال
page
خدمتکار جوان
paleontology
دیرینشناسی
relic
عتیقه, یادگاری, اثر باستانی
zeitgeist
روح زمانه, روحیه، طرز فکر، روال (یک دوره)
belle epoque
دوران زیبا, دوران صلح اروپای غربی
▾Religion20 لغت
abbess
مادر راهبه
abbot
راهب بزرگ
agnosticism
ندانمگرایی
apocalypse
آخرالزمان, فاجعه
apostle
حواری
bishop
اسقف (مسیحیت)
chapel
کلیسای کوچک, نمازخانه
commandment
یکی از ده فرمان کتاب مقدس
consecration
تقدیس
creationism
آفرینشگرایی, خلقتگرایی
deadly sin
گناه کبیره
doomsday
روز قیامت
eschatology
فرجامشناسی, معادشناسی
exorcism
جنگیری
Gospel
آموزه, رهنمود
heresy
کفر, بدعت مذهبی
hermit
زاهد, راهب، عابد، خلوتگرا
millenarianism
هزارهگرایی
paganism
پرستش خدایان متعدد
pantheism
همهخدایی, پانتئیسم
pantheon
معبد خدایان
polytheism
چندخداپرستی, شرک
predestination
تقدیر
providence
مداخله الهی
purgatory
برزخ (مسیحیت), دوزخ
resurrection
رستاخیز
rosary
رزاری (تسبیح)
sacrilege
توهین به مقدسات
sanctity
قداست, حرمت
sectarianism
فرقهگرایی
synagogue
کنیسه
theosophy
حکمت الهی
▾Culture and Custom17 لغت
acculturation
فرهنگ پذیری
aesthetic
نظریه فلسفی مربوطبهزیبایی
animism
جانداراِنگاری, اَنیمیسم
canon
مجموعه معیار, اصول (هنر یا فلسفه)
conventionality
همنوایی, تبعیت
counterculture
پادفرهنگ
credo
اعتقاد
descent
نَسَب
diaspora
پراکندگی افراد یک گروه یا جامعه
egalitarianism
مساواتخواهی, برابریطلبی
ethnocentrism
نژادپرستی, قومگرایی
ethnography
قومنگاری
hegemony
سلطهگری, هژمونی
mannerism
ویژگی, اطوار و اخلاق شخصی
mores
سنتهای اجتماعی, آداب و رسوم
pageantry
مراسم مجلل
precept
قاعده اخلاقی, اصل، قاعده، دستور
totem
توتم
▾Language15 لغت
anaphora
پیشمرجع (دستورزبان)
apposition
بدل (زبانشناسی)
etymology
ریشهشناسی (واژگان)
glossary
فهرست اصطلاحات, واژهنامه
lexicon
گستره واژگان
linguist
زبانشناس
morpheme
تکواژ (زبانشناسی)
morphology
تکواژشناسی, صرف
orthography
دستور خط, املاء
philology
فیلولوژی, علم زبان
portmanteau word
تکواژ چندوجهی, تکواژ مرکب
semasiology
سماسیولوژی
syntax
نحو (زبانشناسی), علم ترکیب
▾Arts17 لغت
altarpiece
قطعه محراب, اثر هنری در محراب
Baroque
سبک باروک
bust
سردیس
calligraphy
خوشنویسی
ceramics
سفالگری, کوزهگری
etching
حکاکی روی سطح سخت, چاپ تیزابی، اچینگ
fresco
فرسکو, نقاشی دیواری
impasto
ایمپاستو, نقاشی با رنگ غلیظ
lithography
چاپ سنگی
mannerism
ویژگی, اطوار و اخلاق شخصی
mural
نقاشی دیواری
neoclassicism
نئوکلاسیسم (سبک هنری)
photomontage
فتومونتاژ
pointillism
نقطهچینی, پوینتیلیسم، نقطهنقطه
printmaking
چاپدستی, پرینتمیکینگ
royalty
حق تالیف
still life
نقاشی طبیعت بیجان
textile
پارچه, منسوج
▾Music10 لغت
arpeggio
آرپژ
atonality
آتونالیته, موسیقی آتونال
cadenza
قطعه یکنفری, کادنزا (موسیقی)
clef
کلید (موسیقی)
coda
بخش پایانی یک قطعهی موسیقی, کودا (موسیقی)
counterpoint
کنترپوان
crossover
تغییر سبک موسیقی برای جذب شنوندگان بیشتر
discography
دیسکوگرافی, اثرشناسی، آلبومشناسی
discord
ناموزونی (موسیقی)
ditty
شعر یا ترانه کوتاه, تصنیف کوتاه
duet
دونوازی, اجرای دو نفره
encore
آنکور (موسیقی), بیز، قطعه اضافه
libretto
اپرانامه, اشعار اپرا
long play
*آلبوم پرآهنگ
maestro
رهبر ارکستر
octave
اکتاو (موسیقی), هنگام
rendition
اجرا (موسیقی یا نمایش), ایفا
repertoire
(نمایش، موسیقی و...) آماده برای اجرا, رپرتوار (موسیقی)
resolution
رزولوشن, رزولوشن هارمونیک
reverberation
پژواک
rhapsody
راپسودی (موسیقی), قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
treble
صدای زیر
tracklist
لیست آهنگ
video jockey
ویجِی
chaconne
چاکن
extended play
*آلبوم چندآهنگه
▾Film and Theatre32 لغت
ad lib
دیالوگ فیالبداهه
cameo
حضور افتخاری, تکجلوه
cinematography
فیلمبرداری, فیلمپردازی
curtain call
پایان نمایش و قدردانی از تماشاچیان
denouement
صحنه آخر (نمایشنامه، فیلم یا داستان), آخر داستان
docudrama
مستند درام
film noir
ژانر نوآر
interlude
میانپرده, آنتراکت
outtake
سکانس حذفشده
rough cut
تدوین اولیه, راف کات
set piece
سکانس ویژه, صحنه منفرد
sound effect
جلوه صوتی, افکت صوتی
spoof
نقیضه (فیلم), پارودی
vaudeville
نمایش چندگانه
weepy
(فیلم، کتاب و...) گریهآور
fourth wall
دیوار چهارم (در تئاتر)
backlot
شهرک سینمایی
storyboarding
استوریبوردسازی
read-through
فیلمنامهخوانی
scene-shifting
تغییر صحنه
green room
اتاق پشتصحنه, اتاق انتظار (مخصوصاً برای هنرپیشههای تئاتر)
special effects
جلوههای ویژه
best boy
برقیار, دستیار ارشد برقکار
Bouffon
تئاتر بوفون
visual effects
جلوههای بصری, جلوههای دیداری
docufiction
مستند-داستانی, مستند نمای داستانی
▾Literature11 لغت
abridgment
نسخه خلاصه (نمایش، رمان و...)
allegory
تمثیل
allusion
تلمیح
antagonist
ضدقهرمان, هماورد، شخصیت مقابل قهرمان
blurb
شرح کوتاه, معرفی کوتاه
codex
دستنوشته قدیمی, نسخه دستنویس کتاب قدیمی
conceit
استعاره بعید
epigraph
تقریظ
epilogue
مؤخره
fable
حکایت, داستان
hyperbole
اغراق (آرایه ادبی)
miscellanea
مجموعه ادبی (در یک نشریه)
pamphleteer
جزوهنویس, رسالهنویس
parable
مَثَل (ادبیات), حکایت
prolixity
گزافهگویی, پرگویی
prologue
دیباچه, مقدمه، پیشگفتار
protagonist
قهرمان داستان, قهرمان اصلی
satire
طنز
whodunit
جنایی (رمان، داستان، فیلم و غیره)
wordsmith
استاد سخن, سخنپرداز
supervillain
ابرشرور
Afrofuturism
جنبش فرهنگی و هنری (در فرهنگ آفریقا)
▾Architecture16 لغت
▾Finance12 لغت
book
تراکنشهای مالی رسماً ثبت شده
bottom line
سود خالص, درآمد خالص
business cycle
چرخه کسبوکار
buyout
خرید یک شرکت یا سهام آن
cartel
اتحادیه صاحبان صنایع مشابه, کارتل
cash cow
گاو شیرده (بازاریابی), منبع درآمد عالی
cash flow
جریان نقدینگی
comptroller
ناظر حسابداری
depreciation
استهلاک (مالی), افت ارزش
equity
ارزش دارایی خالص, ارزش سهام
hedge
پوشش ریسک (امور مالی), ریسک پوشانی
option
قرارداد خریدوفروش کالا
takeover
خرید شرکت و سهام آن
belt-tightening
کاهش هزینهها
top line
درآمد یا میزان فروش شرکت
capital market
بازار سرمایه
asset stripping
خرید یک شرکت و سپس فروش سهام آن
▾Marketing12 لغت
advertorial
رپرتاژ آگهی
affiliate
وابسته, همکار
classified
آگهی کوتاه
concern
شرکت تجاری یا صنعتی
direct marketing
بازاریابی مستقیم
gimmick
ترفند تبلیغاتی, شگرد بازاریابی
giveaway
هدیه تبلیغاتی, مسابقه تبلیغاتی
infomercial
برنامهی تلویزیونی تبلیغاتی, آگهی بازرگانی
junk mail
ایمیل ناخواسته, اسپم
niche
نیچ, بازار بخش
oligopoly
انحصار چندتایی
telemarketing
بازاریابی تلفنی, فروش تلفنی
want ad
نیازمندیها, آگهیهای کوتاه
World Trade Organization
سازمان تجارت جهانی, WTO
banner ad
تبلیغات اینترنتی (در بالا و گوشه صفحه)
viral marketing
بازاریابی همهگیر
product placement
تبلیغ نامحسوس, جایگذاری محصول
elevator pitch
معرفی سریع, ارائه سریع
mailshot
پیام تبلیغاتی ارسالی به تعداد زیادی از افراد از طریق پست, میل شات
pyramid selling
فروش هرمی, بازاریابی هرمی
▾Management10 لغت
▾Medicine17 لغت
analgesic
داروی مسکن
anticoagulant
ضدانعقاد
antidote
پادزهر
biopsy
بافتبرداری, بیوپسی
catheter
کاتتر
chemotherapy
شیمیدرمانی
chiropractic
کایروپراکتیک
decongestant
داروی ضداحتقان (بینی)
dermatology
پوستشناسی, درماتولوژی
draught
شربت (داروشناسی)
homeopathy
همساندرمانی, هومئوپاتی
hypnotic
داروی خوابآور
lozenge
لوزی
ointment
پماد, مرهم
oncology
سرطانشناسی, انکولوژی
ophthalmology
چشمپزشکی, افتالمولوژی
otorhinolaryngology
پزشکی گوش و حلق و بینی
prophylactic
داروی پیشگیریکننده
radiology
پرتوشناسی (پزشکی), رادیولوژی
rheumatology
روماتولوژی
salve
پماد, ضماد
stethoscope
گوشی پزشکی
suture
بخیه
syringe
سرنگ, آمپول
urology
اورولوژی
▾Sickness and Symptoms9 لغت
bout
دوره بیماری
catarrh
زکام (پزشکی)
congestion
احتقان
contagion
بیماری مسری, بیماری واگیردار
eczema
اگزما
frostbite
یخزدگی, سرمازدگی
indisposition
بیماری خفیف
lesion
جراحت
malady
بیماری, مرض، اختلال
malaise
بیمارگونگی, بیحالی
palpitation
تپش قلب
pathogen
عامل بیماریزا, پاتوژن، بیمارگر
pneumonia
سینهپهلو, ذاتالریه
ulcer
زخم
patient zero
بیمار صفر, اولین فرد مبتلا به ویروس جدید
▾Law23 لغت
to abide by
اطاعت کردن, تبعیت کردن
acquittal
تبرئه
adjournment
تعویق
to adjudicate
دعوی را استماع و قضاوت کردن, رسیدگی (قضایی) کردن
affidavit
سوگندنامه, استشهاد
to annex
ضمیمه کردن, پیوستن
to annul
فسخ کردن
bar
مسدود کردن
barrister
وکیل دادگستری, وکیل مدافع
bust
سردیس
bylaw
آییننامه
case law
قانون رویه قضایی, حقوق رویهای
to co-sign
بهطور مشترک امضا کردن
deposition
گواهی, استشهاد
docket
خلاصه رسمی دادرسی در دادگاه حقوقی
equity
ارزش دارایی خالص, ارزش سهام
to exempt
معاف کردن
to extradite
استرداد کردن
indictment
اتهام
infraction
تخلف, سرپیچی
to infringe
نقض کردن, زیر پا گذاشتن، شکستن، تخلف کردن
injunction
دستور قضایی
intestacy
بیوصیتبودن, مردن بدون وصیت
litigant
طرف دعوا
litigator
وکیل دادگستری
magistrate
دادرس
notary
سردفتر اسناد رسمی
ordinance
حکم, فرمان، دستور
parole
عفو مشروط
probable cause
علت احتمالی
punitive damages
خسارات تنبیهی
to remand
تعویض دادرسی کیفری کردن
remit
ارسال پرونده حقوقی از یک دادگاه به دادگاه دیگر
to rescind
باطل کردن, فسخ کردن
subpoena
احضاریه, حکم احضار، خواست برگ
▾Crime14 لغت
alibi
مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم, مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم
to appropriate
تصاحب کردن, دزدیدن، بالا کشیدن
battery
ضربوشتم, ضربوجرح
to bootleg
فروش محصولات غیرمجاز
to carjack
سرقت وسیله نقلیه
to collude
تبانی کردن, توطئه چیدن، ساختوپاخت کردن
to con
سر کسی کلاه گذاشتن, کلاهبرداری کردن
to counterfeit
جعل کردن
delinquency
بزهکاری
to despoil
غارت کردن
embezzlement
اختلاس
to extort
اخاذی کردن
extortion
اخاذی
felony
جنایت
to forge
ساختن
forgery
جعل (نوعی جرم)
gangland
منطقه عملیات باندهای جنایتکار
to hijack
ربودن
to incriminate
متهم کردن
insurrection
طغیان, شورش، قیام، برخیزش
libel
افترا
to loot
غارت کردن, چپاول کردن
misdemeanor
بزه, تخطی
mobster
عضو گروه تبهکاری
to perjure
شهادت دروغ دادن (دادگاه)
to perpetrate
مرتکب شدن
to pilfer
دلهدزدی کردن, دلهدزدی کردن
to poach
غیرقانونی شکار کردن
recidivism
تکرار جرم, تکرار جنایات
to swindle
کلاهبرداری کردن
thug
اوباش, گانگستر
tort
تخلف
to trespass
غیرقانونی وارد ملکی شدن, بدون اجازه وارد شدن
vigilante
پارتیزان
witness tampering
تحت فشار قرار دادن شاهدها
cold case
پرونده باز
▾Punishment29 لغت
committal
تحویل (به زندان یا تیمارستان)
to confiscate
مصادره کردن, توقیف کردن
corporal punishment
تنبیه بدنی
detention
تنبیه (در مدرسه), توبیخ
executioner
جلاد
firing squad
جوخه اعدام
to flog
شلاق زدن
to forfeit
از دست دادن (مالکیت، حق یا امتیاز قانونی), جریمه دادن
gas chamber
اتاقی برای کشتن زندانیان با گاز سمی
guillotine
گیوتین
to incarcerate
زندانی کردن, حبس کردن
to lynch
بدون محاکمه کشتن
to mutilate
ناقص کردن, معیوب کردن
parole
عفو مشروط
reprieve
تعویق مجازات
restitution
جبران خسارت, غرامت، بازپرداخت
to retaliate
مقابلهبهمثل کردن
retribution
قصاص, کیفر
solitary confinement
زندان انفرادی
to stone
سنگسار کردن
warden
رئیس زندان
▾Government15 لغت
confederation
کنفدراسیون, اتحاد، معاهده
to decentralize
تمرکززدایی کردن
demagogue
سیاستمدار عوامفریب
to devolve on
واگذار کردن
entente
توافق (بین ملتها)
to federalize
تحت کنترل قرار دادن
inaugural
سخنرانی رئیس جمهور تازهمنتخب ایالات متحده
to inaugurate
آغاز کردن, شروع کردن، سرآغاز بودن
inauguration
مراسم تحلیف
to levy
اعمال و جمعآوریِ هزینهها، مالیات و غیره
municipality
شهرداری
oligarchy
اُلیگارشی
plutocracy
توانگرسالاری, پلوتوکراسی
to prorogue
به تعویق انداختن
to ratify
تصویب کردن, به تصویب رساندن
sovereignty
حاکمیت
spin doctor
فردی که افکار عمومی را به نفع خود تغییر میدهد
to subsidize
کمکهزینه دادن, یارانه دادن
veto
حق وتو
crony capitalism
سرمایهداری رفاقتی
kleptocracy
دزد سالاری
▾Politics14 لغت
absolutism
مطلقگرایی
agitprop
اطلاعات سیاسی گمراهکننده
bipartisan
دو حزبی
brinkmanship
یک موقعیت را تا مرز فاجعه سوق دادن
caucus
رایزنش
constitutionalism
مشروطیت
fanaticism
تعصب
geopolitics
ژئوپلیتیک
hard right
راست افراطی, راست سخت
incumbent
متصدی
militarism
نظامیگری, بسط و گسترش قوای نظامی، ارتشگرایی
populism
عوامگرایی, پوپولیسم
power politics
سیاست قدرت, زورطلبی
to promulgate
اجرا کردن (یک قانون)
psephology
انتخاباتپژوهی
red tape
کاغذ بازی اداری
sedition
فتنه, اغتشاش
siege
محاصره
skirmish
درگیری, کشمکش، زدوخورد
suffrage
حق رأی
totalitarianism
تمامیتخواهی
unilateralism
یکجانبهگرایی
dog whistle
پیام سرّی, پیام مخفی
hard left
چپ سخت, چپ افراطی
statism
دولتگرایی
▾War14 لغت
affray
دعوا در ملاء عام
air raid
حمله هوایی
ammunition
مهمات
to annihilate
نابود کردن
armada
ناوگان, نیروی دریایی
armament
تسلیحات, جنگافزار
armistice
آتشبس موقت
arsenal
زرادخانه, زاغه مهمات
artillery
توپخانه
atrocity
قساوت, خشونت
barricade
مانع
battalion
گردان (نظامی)
bazooka
بازوکا
to blitz
ناگهان حمله کردن
bridgehead
سرپُل, موقعیت امن در نزدیکی دشمن
catapult
منجنیق
coup
کودتا
deterrent
عامل بازدارنده نظامی
espionage
جاسوسی, خبرگیری
evacuee
آواره (جنگ، حوادث طبیعی و...)
garrison
پادگان
guerrilla
چریک, پارتیزان
to lance
نیزه پرتاب کردن
mercenary
مزدور
mortar
خمپارهانداز
musket
تفنگ فتیلهای
onslaught
یورش, حمله
to outflank
از جناحین حمله کردن
to pillage
چپاول کردن, به تاراج بردن
platoon
دسته (ارتش)
to plunder
چپاول کردن, غارت کردن
shrapnel
ترکش
to strafe
با هواپیما به اهداف زمینی حمله کردن
to vanquish
کامل شکست دادن
▾Measurement22 لغت
altimeter
فرازیاب, ارتفاع سنج
ampere
آمپر
barometer
فشارسنج هوا, بارومِتر
carat
قیراط, واحد وزن مورد استفاده برای اندازهگیری سنگهای قیمتی و مروارید، معادل 200 میلیگرم یا 0.2 گرم
pace
گام (واحد اندازهگیری مسافت), قدم
perimeter
محیط (هندسه)
pint
پاینت (واحد اندازهگیری حجم)
pixel
پیکسل
quart
کوارت (واحد اندازهگیری)
thermometer
دماسنج
▾Size and Scale20 لغت
brobdingnagian
در حد افسانهای بزرگ
colossal
عظیم الجثه
to distend
باد کردن (کش آمدن یا تورم)
gargantuan
هیولاجثه (بزرگتر از معمول)
humongous
گُنده (عامیانه)
immense
عظیم (گسترده)
infinitesimal
بینهایتریز
jumbo
غولپیکر
magnification
بزرگنمایی
midget
ریزاندام
prodigious
خارقالعاده بزرگ
shrimpy
ریزهمیزه(کوچکتر از حد معمول)
stupendous
شگرف
thumping
درشت و سنگین
thundering
مهیب, بسیار بزرگ
walloping
تنومند (درشت هیکل)
wee
کوتاه و کوچک
whopping
مقدار قابلتوجه
ginormous
غولپیکر (ترکیب gigantic + enormous)
titchy
کوچولو (محبتآمیز)
homuncular
آدمکوار
vest-pocket
جیبی
ickle
ریزه (خیلی کوچک)
▾Dimensions and Areas13 لغت
▾Weight and Steadiness12 لغت
▾Shapes22 لغت
annular
حلقهایشکل
bulbous
پیازیشکل
coiled
مارپیچیشکل
concave
مقعر, کاو
cone-shaped
مخروطیشکل
convex
محدب, منحنی
crescent
هلالیشکل
curvilinear
دارای خطوط منحنی
ellipsoidal
بیضیشکل
hexagonal
ششضلعیمانند
oblong
به شکل مستطیل دورگِرد
octagonal
هشتضلعیشکل
parabolic
به شکل حرف U
pentagonal
پنج ضلعی
polygonal
چند ضلعی
pyramidal
هرمیشکل
quadrilateral
چهارضلعیشکل, چهارگوش
rhomboid
لوزی شکل, به شکل لوزی
serrated
دندانهدار
toroidal
حلقویشکل
trapezoidal
ذوزنقهایشکل
tubular
لولهایشکل
tetrahedral
چهاروجهیشکل
▾Increase in Amount12 لغت
▾Decrease in Amount13 لغت
abatement
کاهش در مقدار یا شدت چیزی
to curtail
محدود کردن
to decrement
از چیزی کاهیدن
to deduct
کم کردن (تفریق)
downswing
روند نزولی
to dwindle
به تدریج کاهش یافتن, کم شدن، کوچک شدن
to ebb
به تدریج کاهش یافتن
exiguous
بسیار کوچک
meager
ناکافی, ناچیز
measly
بسیار کوچک یا ناکافی
rarefied
رقیق (هوا)
skimpy
ناکافی
to whittle down
کمرنگ کردن
to tail off
کاهش یافتن
declining
روبهکاهش
▾Speed9 لغت
blistering
بسیار سریع
breakneck
(سرعت) سرسامآور
dilatory
کند (عمدی)
to expedite
تسریع کردن, سرعت بخشیدن
expeditious
باعجله, سریع
express
سریعالسیر
flat out
با حداکثر سرعت
laggard
کند
languid
باطمأنینه
lightning
بسیار سریع
nimble
فرز چابک
to outpace
در سرعت پیشی گرفتن
plodding
کند
to slacken
کاهش یافتن سرعت
supersonic
سریعتر از فرکانس صدا
lickety-split
سریع و بیوقفه
▾Intensity23 لغت
to aggrandize
بزرگنمایی کردن
to assuage
تسکین دادن
to attenuate
ضعیف شدن, کمارزش شدن
to compound
مسئله را سختتر کردن
drastic
شدید
to exalt
تعالی دادن
mitigation
از شدت چیزی کاستن
to palliate
از شدت چیزی کم کردن
to radicalize
عقاید و باورهای کسی را تغییر دادن
to recede
فروکش کردن, کم شدن، کاهش یافتن
to redouble
دو برابر کردن, دو چندان کردن
searing
شدید و ماندگار
to step up
افزایش دادن, اضافه کردن
to stifle
از شدت چیزی کاستن
to tamp down
کاهش دادن
unmitigated
کاهشنیافته, کاستهنشده
to utter
بیان کردن
to wane
کم شدن
▾Significance9 لغت
ascendant
موثرترین, تأثیرگذارترین
cardinal
بنیادی, اصلی، مهم
dire
بسیار جدی و ضروری
expendable
بیاهمیت
extraneous
غیر مرتبط, بیاهمیت
focal
بسیار قابل توجه
frivolous
سبکرفتار, احمق
grave
جدی و مهم
immaterial
بیارتباط, بیربط
momentous
سرنوشتساز, بااهمیت، مهم
peripheral
فرعی, ثانویه یا غیر مرتبط
petty
کماهمیت, جزئی
picayune
کوچک و ناچیز, کماهمیت
piddling
کوچک و ناچیز
piffling
کوچک و ناچیز
pivotal
اساسی, مهم
preeminent
برجسته, سرآمد
seminal
مهم و اساسی
stellar
برجسته, ستاره
subordinate
پست تر یا کماهمیت تر, در جایگاه پایینتر
superfluous
زیادی, زائد
weighty
بسیار مهم
▾Uniqueness12 لغت
anomalous
غیرعادی
deviant
متفاوت (نسبت به آداب و رسوم یا هنجارها)
established
مطابق با استانداردهای پذیرفتهشده
groundbreaking
پیشگامانه, نوآورانه
humdrum
یکنواخت
mainstream
همه گیر
nonconformist
ناسازگار
novel
نو, نوظهور
offbeat
غیر معمول, غیر متعارف
outlandish
عجیبوغریب
outre
بسیار غیر معمول
prevailing
مکرر
quirky
قابل توجه
run-of-the-mill
معمولی, پیش پا افتاده
unaccustomed
ناآشنا
unbecoming
در تضاد (با استانداردهای پذیرفته شده یا هنجارهای اجتماعی)
uncanny
غیر عادی, عجیب و غریب
unorthodox
غیر متعارف
unrivaled
بیرقیب
unwonted
غیر عادی, نامعمول
garden-variety
بسیار رایج
few and far between
به ندرت
▾Value21 لغت
cut-price
ارزان یا تخفیفدار
to debase
از ارزش ذاتی چیزی کاستن
deluxe
لوکس
to depress
کاهش قیمتها
disposable
در دسترس, قابل استفاده
exorbitant
گزاف, کمرشکن، سرسامآور، نامعقول
half-price
نیمبها, نصف قیمت
opulent
مجلل
plush
مجلل
posh
شیک
premium
برتر (از نظر کیفیت یا ارزش)
ritzy
مجلل
sumptuous
مجلل
upmarket
گرانقیمت, اعیانی
upscale
باکیفیت
a dime a dozen
چیزی که به وفور همه جا ارزان هست
high-end
سطح بالا
concessionary
تخفیفدار, باتخفیف
▾Complexity14 لغت
abstruse
بسیار سخت و پیچیده
byzantine
بسیار پیچیده
cinch
کاری بسیار آسان
confounding
بسیار پیچیده
convoluted
پیچیده
enigmatic
مبهم
impenetrable
غیر قابل درک, فهمناپذیر
inscrutable
غیر قابل درک, سردرنیاوردنی
knotty
پیچیده, غامض، گرهدار
labyrinthine
شبیه هزارتو, پیچوخمدار
muddled
نامشخص و گیجکننده
recondite
مرموز, نهان
unfathomable
غیرقابل درک
idiot-proof
عاری از هرگونه پیچیدگی
▾Challenges16 لغت
to brave
تحمل کردن
to contend
مبارزه کردن
daunting
دلهرهآور, ارعابکننده
draining
طاقتفرسا
exacting
سخت و وقتگیر, مصر، مبرم
grueling
طاقتفرسا
Herculean
کمرشکن, طاقتفرسا
onerous
طاقتفرسا, کمرشکن
to outsmart
پیشی گرفتن
painstaking
پرزحمت
Sisyphean
کاری بیپایان و بیهوده
to strive
کوشش
to surmount
غلبه کردن (بر مانع یا دشواری)
thorny
پر از پیچیدگی, پیچیده و دردسرساز
uphill
بسیار چالشبرانگیز
wearisome
خستهکننده
to grin and bear something
با چیزی سوختن و ساختن, تحمل کردن
hard-won
چیزی که با تلاش زیاد به دست آمده
▾Quality26 لغت
abysmal
ژرف, عمیق
atrocious
بسیار بد یا ناخوشایند
awe-inspiring
هیبتانگیز, باعظمت
bouncy
سرزنده و پرانرژی
crummy
ارزان و بیکیفیت
dazzling
بسیار چشمگیر, خیرهکننده
lackluster
بسیار کسلکننده یا یکنواخت
lousy
خیلی بد یا ناخوشایند
mediocre
معمولی, متوسط
nonpareil
بیهمتا
salient
برجسته, چشمگیر
shoddy
با کیفیت پایین
sublime
فوقالعادهزیبا
superb
عالی
unimpaired
بدون آسیب
unsurpassed
بیرقیب
wretched
فاجعهبار, فلاکتبار
subpar
ضعیفتر (از نظر کیفیت یا عملکرد)
up to snuff
همتراز با
▾Success11 لغت
auspicious
خوشآیند, مساعد
to burgeon
شکوفا شدن
to consolidate
جای پای (کسی یا چیزی را) سفت کردن, تقویت کردن
to culminate
به اوج رسیدن, منجر شدن به
driven
کوشا, پرکار
to eclipse
از کسی پیشی گرفتن
elite
نخبگان
enterprising
مبتکرانه
fortuitous
تصادفی
loaded
پولدار, خرپول
to outclass
از دیگران پیشی گرفتن
to outmaneuver
ماهرانه بر چیزی چیره شدن
to outperform
عملکرد بهتری داشتن
to outshine
از دیگران پیشه گرفتن
to outstrip
از کسی یا چیزی پیشی گرفتن, از کسی یا چیزی پیشی افتادن
to outwit
زیرکانه از کسی پیشه گرفتن
to prevail
غالب شدن
to procure
به دست آوردن, تدارک کردن
to reign
برتر بودن (در قدرت یا مقام)
self-assured
بااعتمادبهنفس, ازخودمطمئن
serendipitous
به طور غیر منتظرهای موفق
to transcend
از انتظارات یا استانداردها بهتر بودن
well-heeled
از نظر مالی موفق
high-flying
بسیار موفق
goal-oriented
هدفگرا
▾Failure24 لغت
abortive
بینتیجه
to backfire
نتیجه عکس دادن
to blunder
گاف دادن, اشتباه کردن
to bungle
احمقانه عمل کردن
bungled
ضعیف در مدیریت یا اجرا
destitute
بیبضاعت, تهیدست
to fizzle
شکست خوردن
foiled
نا موفق
to fold
تا کردن
to fumble
چیزی را به درستی نگرفتن
hand-to-mouth
بخور و نمیر
ill-fated
مستعد شکست, محکوم به شکست
indigent
فقیر, تنگدست
inefficacious
بیفایده
to languish
در رسیدن به موفقیت ناکام ماندن, هیچ پیشرفتی نکردن
to misfire
با شکست مواجه شدن, به جایی نرسیدن
to relinquish
دست کشیدن, صرفنظر کردن
unavailing
بیبهره, بینتیجه
to underperform
بد یا ضعیف عمل کردن, بازدهی کمتری نسبت به سطح انتظار داشتن
unprosperous
بیثمر
languishing
ضعیف و در حال شکست
▾Attempt and Prevention20 لغت
to abscond
فرار کردن
to bid
پیشنهاد دادن
to bypass
دور زدن, ااجتناب کردن
to circumvent
از مسئولیت فرار کردن, اجتناب کردن، احتراز کردن
to decamp
ناگهان خارج شدن
to eschew
پرهیز کردن, اجتناب کردن
to forestall
ممانعت کردن
to head off
از یک مشکل جلوگیری کردن
to hinder
مانع شدن, باز ایستاندن
to knock out
ناکاوت
to make off
فرار کردن
to overexert
بیش از حد کار کردن
to scram
فرار کردن
to shirk
از زیر کار در رفتن
to shun
دوری جستن
to sidestep
از برخورد با چیزی اجتناب کردن
to skedaddle
گریختن
to stave off
به تاخیر انداختن, به تعویق انداختن
to ward off
از چیزی جلوگیری کردن
to move heaven and earth
آسمان و زمین را به هم دوختن, خود را به آب و آتش زدن
to break one's neck
سخت تلاش کردن
▾Body Shape20 لغت
brawny
عضلهای
buff
عضلهای, خوشهیکل
burly
عضلانی, گردنکلفت
buxom
زنی بسیار جذاب و فریبنده
cadaverous
رنگ پریده و نزار, مثل جنازه
curvaceous
با اندام برجسته, خوشفرم
emaciated
لاغر و تحلیلرفته, نحیف
flabby
(فرد دارای اضافه وزن) شل و ول
gangly
دیلاق
husky
بزرگهیکل و عضلهای
lanky
دیلاق, دراز و بدقواره
pudgy
تپل, گوشتالو
scrawny
پوستواستخوان, نحیف
sinewy
عضلهای, پر
spindly
قدبلند اما خیلی لاغر
stalwart
قویهیکل, تنومند
statuesque
قدبلند و جذاب, خوشهیکل
stocky
قدکوتاه ولی چارشانه
strapping
هیکلی و قدبلند
svelte
باریکاندام (زن), ظریف
sylphlike
فرد قدبلند و لاغراندام
tubby
تپل و قدکوتاه, چاق و کوتوله
willowy
قدبلند و لاغراندام
wiry
لاغر اما عضلانی, باریکاندام و قوی
swole
بزرگهیکل و عضلهای
thewy
قوی و عضلانی
waiflike
باریک و ظریف
well-upholstered
هیکلی
rubenesque
بسیار جذاب و فریبنده
well-padded
اضافه وزن داشتن
▾Age and Appearance17 لغت
beauteous
زیبا
bewitching
مسحورکننده, جذاب
centenarian
صدساله
chiseled
خوشتراش
comely
بسیار زیبا, خوشمنظر
doddering
پیر و ضعیف, لرزان و لنگان
fetching
جذاب, زیبا
foxy
جذاب (از نظر جنسی)
geriatric
مربوط به پیری
homely
نازیبا
ill-favored
زشت
nonagenarian
افراد بین 90 تا 99 سال
octogenarian
افراد بین 80 تا 89 سال
over-the-hill
پیر و ازکارافتاده
preteen
پیشنوجوان (نه تا دوازده سال)
pubescent
مربوط به بلوغ
pulchritudinous
بسیار جذاب
ravishing
دلربا, مسحورکننده، فوقالعاده زیبا
resplendent
خیرهکننده, پرجلوه، پرشکوه
striking
بسیار جذاب
uncomely
غیر جذاب
uninviting
ناخوشایند
unprepossessing
معمولی, ساده، بدون جذابیت
venerable
محترم (به دلیل سن بالا)
▾Wellness21 لغت
ailing
بیمار, مریضاحوال
anemic
کمخون (پزشکی), مبتلا به آنمی
chipper
پرانرژی
enervated
ضعیف و خسته
ghastly
رنگپریده, بیحال
languorous
بیحال
pallid
رنگپریده, بیرنگورو
peppy
سرحال
to prostrate
تحت درمان قرار گرفتن, درمانده شدن
restorative
التیامبخش, بهبودبخش
revitalizing
احیاکننده
sallow
زرد و رنگپریده (بر اثر بیماری), زردچرده
spent
خسته, فرسوده
spry
چابک و پرانرژی
stricken
دچار, مبتلا
valetudinarian
فردی که بیش از حد نگران سلامتی خود است
to wither
ضعیف شدن, بیانرژی شدن
(as) fit as a fiddle
آماده (از نظر جسمی), روفرم
▾Intelligence30 لغت
boneheaded
احمقانه
brainy
باهوش
cerebral
هوشمندانه, منطقی
dense
متراکم، انبوه، غلیظ، کند ذهن
dim
کندذهن
discerning
موشکاف
farsighted
آماده و برنامه ریزی شده
gormless
گیج یا ناآگاه
moronic
پوچ و احمقانه
nescient
ناآگاه
nonsensical
مزخرف
obtuse
کندذهن, منگ
perspicacious
زیرک, تیزهوش، بینا
sage
عاقل و باتجربه
savvy
کارکشته
scatterbrained
گیج و حواسپرت, پریشانذهن
shrewd
زیرک, زرنگ
solomonic
عاقل و بالغ
vacuous
پوچ یا بیمعنی
quick-thinking
سریع و کارآمد در تصمیمگیری
▾Human Traits18 لغت
amicable
دوستانه, باصلح و صفا
benevolent
سخاوتمند و مهربان, رئوف، نیکوکار
bigoted
متعصب
blunt
مستقیم و صریح
callous
بیاحساس, بیعاطفه
cynical
بدبین
diligent
باپشتکار, سختکوش
disdainful
مغرور یا خودخواهانه
egoistic
خودخواه
fickle
دمدمی
gallant
جنتلمن, مؤدب و مهربان
giddy
گیج و منگ
gracious
مودب و مهربان
lukewarm
بیانگیزه, بیعلاقه
malicious
بدجنس, کینهتوز
melodramatic
بیش از حد احساسی یا اغراقآمیز
morose
ترشرو, بدخلق یا بدبین
negligent
غافل, سهلانگار
obstinate
یکدنده, لجباز، خودرأی
prudent
محتاط, بااحتیاط، معقول
self-reliant
خودکفا
sly
موذی
staunch
ثابتقدم, وفادار
sullen
عبوس, کجخلق
tenacious
سرسخت
ungracious
ناشایست
upright
مبتنی بر اخلاق و درستکاری
winsome
جذاب
▾Positive Emotional Responses20 لغت
▾Negative Emotional Responses27 لغت
abhorrent
نفرتانگیز, فرومایه
abominable
نفرتانگیز
aggravating
عصبانیکننده
anguished
دردمند
claustrophobic
اضطرابآور (به دلیل بودن در فضای بسته)
demoralizing
منصرفکننده
dismal
ناامیدکننده, دلتنگکننده
dismaying
ناامیدکننده
disquieting
نگرانکننده, دلهرهآور
dreary
ملالتبار
eerie
وهم انگیز
exasperating
بسیار آزاردهنده
excruciating
طاقتفرسا
grandiose
بیشازحدبزرگ یا اغراقآمیز
gruesome
وحشتناک, تکاندهنده
haunting
فراموشنشدنی
horrendous
وحشتناک
irksome
آزاردهنده, ملالتآور
lamentable
رقتانگیز
melancholic
غمانگیز
monotonous
یکنواخت, خستهکننده
nerve-racking
استرسزا
nerve-wracking
استرسزا, پراسترس
obnoxious
نفرتانگیز, منزجرکننده
odious
نفرتانگیز, ناخوشایند
off-putting
آزاردهنده, ناراحتکننده
perturbing
نگرانکننده
repellent
ناپسند
repugnant
منزجرکننده, ناخوشایند
repulsive
منزجرکننده, نفرتانگیز
scandalous
رسوایی
soul-destroying
بسیار ناراحتکننده
tedious
خستهکننده
tragic
غمانگیز
vengeful
انتقامجو
vexatious
دردسرساز, آزاردهنده
vexing
آزاردهنده
vile
منزجرکننده, ناخوشایند
▾Positive Emotional States30 لغت
▾Negative Emotional States32 لغت
dejected
افسرده
despondent
ناامید, اندوهگین، محزون
disgruntled
ناراضی
disheartened
ناامید, افسرده
dismayed
وحشتزده, بهتزده
downcast
افسرده
drained
بسیار خسته
exasperated
به شدت عصبانی
fatigued
خستهوکوفته
fidgety
بیقرار, نگران و ناآرام
forlorn
ناامید و تنها
jittery
نگران و ناآرام
lackadaisical
خسته و بیحال
peeved
بسیار عصبانی و آزرده
slothful
تنبل
weary
خسته
▾Emotions17 لغت
awe
حیرت
bliss
شادی یا رضایت عمیق
blissfulness
سعادت
composure
خونسردی, متانت
dejection
دلتنگی, ماتمزدگی
desperation
ناامیدی
despondency
دلسردی, ناامیدی
dismay
بیمناکی, ناراحتی
ecstasy
شادی یا لذت عمیق, حظ، شور و هیجان
elation
شادی و هیجان
enchantment
حیرت و شگفتی
euphoria
نشاط, شادی
exhilaration
نشاط
exuberance
شور و نشاط
glee
شادی عمیق
inhibition
مانع, محدودیت
jubilance
شادی
jubilation
شادی عمیق
melancholy
سودازَدگی, مالیخولیایی
mirth
شادی, نشاط
radiance
شادی و سلامتی
rapture
فوران احساسات
zeal
شادی و اشتیاق, شوق
▾Tastes and Smells14 لغت
ambrosial
بسیار دلپذیر و خوشمزه
astringent
قابض, گس
bland
بیمزه
briny
شور, نمکین
dainty
ظریف
fetid
متعفن, بدبو
foul
خطا
insipid
بیمزه
malodorous
بدبو
musky
داشتن بویی شبیه مشک
musty
ترشیده (بو)
nectarous
شیرین و خوشطعم
odoriferous
بودار
offensive
بدبو
piquant
تند
putrid
فاسد, گندیده
rancid
فاسد, ترشیده
rank
بدمزه, بدبو
redolent
معطر
unpalatable
بدمزه, نامطلوب
umami
اومامی (طعم)
skunky
بدبو
▾Textures15 لغت
brittle
شکننده, ترد
coarse
زمخت, زبر
corrugated
شیاردار
crumbly
شکننده
ethereal
زیبا و باظرافت
flaky
پوستهمانند
gauzy
نازک و شفاف
gooey
لزج, چسبناک
gossamer
بسیار نازک و شفاف
gritty
متشکل از ذرات کوچک
grooved
شیاردار
jagged
تیز و دندانهدار
lumpy
سخت و ناهموار (بافت), غیر یکنواخت
malleable
چکشخور, نرم و قابلانعطاف، خمپذیر
mushy
نرم و لطیف (بافت)
pitted
حفرهدار (سطح)
pliable
انعطافپذیر, خمشدنی
prickly
تیز و خاردار
pulpy
خمیری
rigid
سفت و سخت (بافت)
rubbery
نرم و انعطافپذیر
satiny
صاف و براق (سطح)
sleek
صاف و براق (سطح), درخشنده
slimy
لزج
squishy
دارای بافتی نرم
wiry
لاغر اما عضلانی, باریکاندام و قوی
▾Sounds19 لغت
blaring
صدای بلند و ناخوشایند
to chime
صدایی شبیه صدای زنگ دادن
clanging
صدایی شبیه برخورد با دو جسم فلزی بهم را دادن
dissonant
ناهماهنگ (صدا)
grating
صدای بسیار بلند یا ناخوشایند
guttural
صدایی شبیه به صدای قورباغه و کلاغ
jangling
صدایی شبیه برخورد با دو جسم فلزی بهم را دادن
jarring
(صدا) گوشخراش
muffled
(خفه) صدا
to pop
صدای ترکیدن دادن
raspy
صدای آزاردهنده یا ناخوشایند
raucous
بلند و آزاردهنده (صدا)
to screech
صدای گوشخراش ایجاد کردن
shrill
بسیار بلند (صدا)
squeaky
صدای جیرجیر
thudding
بسیار خفه (صدا)
whirring
صدای وزوز
▾Temperature23 لغت
▾Opinions15 لغت
to accede
موافقت کردن, پذیرفتن
to acquiesce
به چیزی تن دادن, با اکراه با چیزی موافقت کردن
to assent
موافقت کردن, رضایت دادن
to berate
سرزنش کردن, توبیخ کردن
to capitulate
تسلیم شدن, دست از مقاومت برداشتن
to carp
شکایت کردن
to castigate
محکوم کردن, تنبیه کردن
to chastise
تنبیه کردن, توبیخ کردن
to chide
شکایت کردن, گلایه کردن
to conceptualize
مفهوم آفریدن
to contravene
مخالفت کردن, نفی کردن
to countenance
تأیید کردن, اجازه دادن
to demean
تحقیر کردن
to denigrate
نام کسی را لکه دار کردن, بدنام کردن
to deprecate
مخالف چیزی بودن, نکوهیده دانستن
to dissent
اختلاف عقیده داشتن, مخالفت کردن
to diverge
مغایرت داشتن, اختلاف داشتن
to expostulate
بحث کردن یا مخالفت کردن
to find fault with somebody or something
بر روی اشکالات کسی یا چیزی دست گذاشتن
to frown on
نامناسب شمردن
to gainsay
رد کردن, مخالفت کردن
to grouse
گله کردن
to kvetch
نارضایتی خود را ابراز کردن
to nitpick
انتقاد شدید از کسی یا چیزی
to pan
به شدت انتقاد کردن
to quibble
سر هیچوپوچ بحث کردن
to rail
گله کردن
to relent
کوتاه آمدن
to repudiate
انکار کردن, رد کردن
to upbraid
سرزنش کردن, ملامت کردن
to upvote
تایید یا حمایت خود را نشان دادن
to downvote
نپسندیدن و امتیاز منفی دادن (فضای مجازی)
to harrumph
اعتراض کردن (با صاف کردن گلو)
▾Respect and Approval15 لغت
to commend
تأیید کردن
to enshrine
گرامی داشتن
to eulogize
مدح کردن, ستایش کردن
to extol
ستودن, اغراق گفتن
to felicitate
تبریک گفتن, تهنیت گفتن
to hallow
تقدیس کردن
to laud
ستودن, مدح کردن
to revere
مورد احترام قرار دادن, احترام گذاردن
to salute
سلام نظامی دادن
to venerate
ارج نهادن, حرمت گذاشتن، تمجید کردن
to sing the praises of somebody or something
ابراز قدردانی (نوشتاری یا گفتاری)
▾Social Behaviours25 لغت
contentious
جنگطلب, ستیزهجو
domineering
سلطهگر
forthright
صریح, رکوراست
gregarious
اجتماعی, معاشرتی
indulgent
خوشبین, مثبتنگر
overindulgent
افراطی
philanthropic
بشردوستانه, مردمدوستانه
proactive
فعال
reactive
انعکاسی, واکنشی
reticent
گوشهگیر, کمصحبت
standoffish
کنارهگیر, سرد
ungracious
ناشایست
backstabbing
فریبکار و حیلهگر
▾Thoughts and Decisions14 لغت
to cogitate
فکر کردن, در عالم فکر فرو رفتن
to dredge up
گذشته را به میان آوردن
to mull over
عمیقاً به چیزی فکر کردن
to opine
حدس زدن
to propound
مطرح کردن, پیشنهاد کردن، مطرح کردن، ارائه دادن
to rebuff
رد کردن, نپذیرفتن، پس زدن، دفع کردن
to reckon
گمان کردن
to refute
خلاف چیزی را اثبات کردن
to relive
چیزی را دوباره تجربه کردن
to retain
در ذهن داشتن
to ruminate
عمیق به چیزی فکر کردن, تعمق کردن، اندیشیدن
to spurn
رد کردن, نپذیرفتن
to surmise
حدس زدن, گمان بردن
▾Commanding and Giving Permissions21 لغت
to begrudge
با اکراه کاری را انجام دادن, حسادت کردن
to condone
چشمپوشی کردن, اغماض کردن
to constrain
کسی را مجبور کردن
to decree
حکم دادن, فرمان دادن
to deregulate
مقرراتزدایی کردن
to dragoon
وادار کردن, مجبور کردن
to enjoin
به کسی دستور انجام کاری را دادن, مجبور کردن
to halt
از چیزی جلوگیری کردن
to interdict
ممنوع کردن, منع کردن
to ordain
دستور دادن
to pressurize
تحتفشار قرار دادن, مجبور کردن، وادار کردن
to ram
تحمیل کردن
to slap on
دستور انجام کاری را دادن
to squeeze
کسی را تحت فشار قرار دادن
▾Engaging in Verbal Communication21 لغت
to babble
نامفهوم حرف زدن, ورور کردن
to banter
سر به سر گذاشتن, کل کل کردن
to bawl
دادوبیداد کردن, فریاد زدن
to blab
پرحرفی کردن
to confabulate
یک مکالمه کوتاه با کسی داشتن
to falter
با شبهه و تردید سخن گفتن
to gab
زیاد صحبت کردن
to jaw
طولانی صحبت کردن و مزخرف گفتن
to natter
یک مکالمه کوتاه با کسی داشتن
to orate
سخنرانی کردن, نطق کردن
to palaver
بیهوده حرف زدن, وراجی کردن
to parley
مذاکره کردن, گفتگو کردن
to prate
بیهوده سخن گفتن
to prattle
وراجی کردن, پرگویی کردن
to rant
قیلوقال کردن
to rave
تند و نامنسجم صحبت کردن
to scoff
تمسخر کردن, دست انداختن
to spout
پرانرژی و طولانی صحبت کردن
to tattle
اشتباه کسی را افشا کردن
to yak
زیاد صحبت کردن
to yap
وراجی کردن, پرحرفی کردن
▾Encouragement and Discouragement12 لغت
to cajole
قانع کردن
to champion
جنگیدن برای چیزی, حمایت کردن
to coax
کسی را راضی به انجام کاری کردن
to disconcert
دستپاچه کردن, سراسیمه کردن, مشوش کردن
to endorse
حمایت کردن, پشتیبانی کردن
to entice
اغوا کردن, فریفتن
to exhort
تشویق و ترغیب کردن
to faze
روحیه کسی را خراب کردن, اعتمادبهنفس کسی را خراب کردن
to inveigle
فریفتن, اغوا کردن، گمراه کردن
to lure
وسوسه کردن, فریفتن، گول زدن
to prod
کسی را به انجام کاری تشویق کردن
to stand by
وفادار ماندن, همراه کسی ماندن
to sway
تحتتأثیر قرار دادن
to reason with
با استدلال قانع کردن
▾Request and Suggestion31 لغت
▾Movements30 لغت
to bog down
گير كردن
to bolt
ناگهانی حرکت کردن
to careen
تلو تلو خوردن
to cartwheel
کله معلق زدن
to clamber
از یک سطح بالا رفتن
to dart
با عجله دویدن
to flit
جهیدن
to flop
نامنظم و غیرقابل کنترل حرکت کردن
to haul
کشیدن (چیزی سنگین)
to jig
سریع رقصیدن
to meander
در مسیری پرپیچوتاب حرکت کردن
to plop
ناگهان افتادن
to revolve
حول یک محور چرخیدن
to scuttle
تند دویدن
to skid
سر خوردن, لغزیدن
to slither
خزیدن, غلتیدن
to somersault
پشتک زدن
to stomp
با ریتم خاصی راه رفتن
to streak
خط
to trot
آرام دویدن
to waddle
مثل اردک راه رفتن
whisk
هم زدن
to wobble
تلوتلو خوردن
to wriggle
خزیدن
to zip
سریع حرکت کردن
▾Body Language and Gestures26 لغت
to fidget
بیقرار بودن, آرام نگرفتن
to guffaw
بلند خندیدن, قهقهه زدن
to pout
آویزان کردن لب و لوچه
to squirm
وول خوردن
to wince
چهره در هم کشیدن
to writhe
وول خوردن, تقلا کردن
to wring one's hands
دستهای خود را به هم مالیدن
to cross one's legs
نشستن و پا روی پا انداختن
to facepalm
از حرص دست روی صورت گذاشتن
to blow a raspberry
با لبان خود صدایی بیادبانه در آوردن
to flutter one's eyelashes
به سرعت پلک زدن
▾Eating and Drinking12 لغت
to chomp
با سروصدا جویدن
to chug
سر کشیدن
to crunch
قرچ قرچ خوردن
to gorge
پرخوری کردن
to imbibe
نوشیدن
to lap up
قلپ قلپ خوردن
to nosh
میان وعده سبک خوردن
to partake
*میل کردن
to quaff
سر کشیدن (نوشیدنی), لاجرعه نوشیدن، قلپقلپ نوشیدن
to swig
به یکباره نوشیدن
to tuck in
با اشتیاق و اشتها خوردن
to wolf
بلعیدن, چیزی را با اشتهای زیاد خوردن
▾Changing and Forming25 لغت
to aggravate
بدتر کردن, وخیمتر کردن
to amend
اصلاح کردن, بهتر کردن، ترمیم کردن
to bolster
تقویت کردن
to coagulate
لخته شدن
to contort
پیچ و تاب دادن, کج کردن، پیچاندن
to deteriorate
بدتر شدن, وخیم شدن
to dilute
رقیق کردن, کاهش دادن
to dissipate
پراکنده شدن, به تدریج ناپدید شدن
to distill
تقطیر کردن
to erode
(در اثر باران) فرسایش ایجاد کردن, شستن و بردن (خاک)
to fragment
تکه تکه شدن
to morph
شکل دادن
to sublimate
تصعید کردن, از جامد به گاز تبدیل کردن
sublime
فوقالعادهزیبا
to transmogrify
تغییر شکل دادن
to transpose
چیزی را جابهجا کردن
to weather
تغییر دادن
to whet
تیز کردن
to wilt
سست شدن
to wither
ضعیف شدن, بیانرژی شدن
▾Travel and Migration12 لغت
to alight
(روی یک سطح) نشستن, فرود آمدن
bed and breakfast
مهمانخانه کوچک
bucket shop
آژانس مسافرتی
to deplane
از هواپیما پیاده شدن
deportation
اخراج (از کشور میزبان), دیپورت
to derail
خارج شدن از ریل (قطار)
to detour
از بیراهه رفتن
to detrain
از قطار پیاده شدن
emigre
مهاجر
emigree
مهاجر (زن)
to expatriate
تبعید کردن
hostelry
مهمانخانه
luggage carousel
وسیلهای که چمدانهای بررسی شده را به مسافران تحویل میدهد
to naturalize
تبعه کردن, به تابعیت کشوری درآوردن، شهروند کردن
to ply
رفتوآمد کردن در یک مسیر
repatriate
مهاجری که به کشور خود برگشته
valet
متصدی پارکینگ (هتل و رستوران)
agritourism
گردشگری زراعی
refoulement
بازگرداندن پناهندگان
staycation
تعطیلات در خانه
rack rate
قیمت استاندارد
tourist trap
مکانی که به گردشگران گرانفروشی میکند
estimated time of arrival
زمان تقریبی رسیدن به مقصد
estimated time of departure
زمان تقریبی حرکت
internally displaced person
مهاجرت اجباری داخلی
▾Weather21 لغت
anemometer
بادسنج
anticyclone
واچَرخَند, گردباد هوایی، واچرخه
balmy
ملایم (هواشناسی)
beaufort scale
مقیاس بوفورت
bluster
طوفان
chinook
باد شینوک
dew
شبنم, ژاله، ژف
flash flood
سیل ناگهانی
flurry
طوفان ناگهانی, بارش ناگهانی، برف و بوران
gust
وزش شدید باد
isobar
ایزوبار (هواشناسی)
monsoon
باران موسمی
precipitation
بارش, نزولات جوی
sleet
باران نیمه منجمد
slush
برف نیمهآب شده
squall
طوفان ناگهانی همراه با بادهای شدید
sunburst
ظهور ناگهانی نور خورشید
thermometer
دماسنج
whiteout
بارش برف متراکم و گسترده
▾Pollution21 لغت
aerosol
آئروسل, هواپخش
asbestos
پنبه نسوز, پنبه کوهی
biohazard
خطر زیستی
catalytic converter
مبدل کاتالیزوری
detritus
ضایعات تجزیه
effluent
فاضلاب, فاضلاب
fallout
ذرات رادیواکتیو
incinerator
زبالهسوز
particulate
ریزگرد
sewage
فاضلاب
sludge
لجن یا ضایعات صنعتی
soot
دوده
unleaded
بدون سرب
hazmat suit
لباس ایمنی
polyethylene terephthalate
پلیاتیلن ترفتالات
▾Disasters18 لغت
▾Animals13 لغت
arboreal
ساکن در درخت
avian
مربوط به پرندگان
bovine
مربوط به گاو یا گاومانند, گاوخوی، گاوی
brood
جوجهها یا تولههای همزاد, تولههای همزاد
burrow
لانه زیرزمینی
to camouflage
استتار کردن, مخفی کردن
canine
سگسان
cetacean
آببازسانان, پستانداران آبزی
crepuscular
دوگاهزی
diurnal
فعال در روز, در طول روز
ectothermic
خونسرد (حیوان)
endothermic
خونگرم (حیوان)
equine
مربوط به اسب, اسبی
fang
دندان نیش (حیوان)
fauna
پوشش جانوری, حیوانات (یک اقلیم یا دوره بهخصوص)
insectivorous
حشرهخوار
nocturnal
شبزی
omnivore
همهچیزخوار
oviparous
تخمگذار
pelt
پوست (حیوان)
pincer
چنگک
piscivorous
ماهیخوار
shoal
دسته (ماهیها)
simian
میمونمانند
to tame
رام
terrestrial
زمینی
▾Food and Drinks10 لغت
antipasto
پیشغذای ایتالیایی
binge
زیادهروی (در خوردن یا نوشیدن), افراط
broiling
کباب کردن
buttery
انباری برای مشروبات الکلی
chutney
چاشنی هندی متشکل از میوه و ادویه, چتنی
confit
کانفیت, کنفی
culinary
مربوط به آشپزی, مربوط به پختوپز
gourmet
غذاشناس, خوراکشناس
elevenses
میانوعده
clean eating
غذای سالم خوردن
wholefood
غذای طبیعی, خوراک سالم و کامل
commis
سرآشپز جوان
▾Preparing Food25 لغت
to aerate
در معرض هوا قرار دادن
to baste
روغن و آب گوشت ریختن (روی گوشت در حال پخت)
to baste
روغن و آب گوشت ریختن (روی گوشت در حال پخت)
to blanch
نیمپز کردن
to braise
پختن
to broil
کباب کردن, بریان کردن
to deglaze
لعابزدایی کردن
to dredge
پوشاندن (قبل از پخت)
to filet
گوشت را از استخوان جدا کردن
to knead
ورز دادن
to nuke
در ماکروویو گرم کردن یا پختن
to parboil
تا نیمه جوشاندن
to pop
صدای ترکیدن دادن
to saute
تفت دادن
to scald
جوشاندن
to spatchcock
جدا کردن استخوانهای ستون فقرات پرنده و باز کردن گوشت آن بهطور کامل
to thaw
آب کردن, ذوب کردن
to zap
در ماکروویو گرم کردن یا پختن
to chargrill
کباب کردن
to charboil
کباب کردن
▾Adverbs of Manner20 لغت
briskly
سریع
daintily
به صورت کنترلشده
diligently
با پشتکار
emphatically
با تاکید
erratically
به طور نامنظم
fiercely
با شدت
gracefully
با ظرافت
imprecisely
با بیدقتی
intently
به صورت کنترلشده
jovially
با خوشحالی, با شادی
reluctantly
با اکراه
spontaneously
خود به خود
steadily
بهطور پیوسته
stealthily
یواشکی
subconsciously
ناخودآگاه
unmindfully
بدون توجه
unwarily
با بیاحتیاطی
viciously
به صورتی تهاجمی
برای تمرین با AI و چک تلفظ، اپ کاسکو رو دانلود کن
اسپیکینگ AI، فلشکارت هوشمند و تمرین Speaking رایگان