
to constrain
فعلکسی را مجبور کردن
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (2)
Social expectations constrained them to conform to traditional gender roles .
انتظارات اجتماعی آنها را مجبور میکرد تا به نقشهای جنسیتی سنتی پایبند باشند.
The tight deadline constrained the team to work late nights to complete the project on time.
این مهلت سخت، تیم را به کار در اواخر شب برای تکمیل پروژه به موقع محدود کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to constrain» کدام است؟
لغات همدرس
to pressurize
تحتفشار قرار دادن, مجبور کردن، وادار کردن
to enjoin
به کسی دستور انجام کاری را دادن, مجبور کردن
to deregulate
مقرراتزدایی کردن
to condone
چشمپوشی کردن, اغماض کردن
to squeeze
کسی را تحت فشار قرار دادن
to halt
از چیزی جلوگیری کردن
to begrudge
با اکراه کاری را انجام دادن, حسادت کردن
to ordain
دستور دادن
درباره لغت «to constrain» در آزمون IELTS Academic
لغت "to constrain" (به فارسی: کسی را مجبور کردن) یکی از لغات مهم آزمون IELTS Academic است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkəns.treɪn/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات آیلتس آکادمیک به شما کمک میکند تا در آزمون IELTS Academic عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to constrain» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان