تصویر لغت profound

profound

adjective, noun

عمیق

/prəˈfaʊnd/

مترادف‌ها

unfathomedwakeless

متضادها

superficial

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun

درس

درس 32 - کلمات 621 تا 640

جملات مثال (6)

His paintings have had a profound effect on her own work.

نقاشی های او تأثیر عمیقی بر کار خودش داشته است.

Her books offer profound insights into the true nature of courage.

کتابهای او بینش عمیقی از ماهیت واقعی شجاعت ارائه می دهند.

His knowledge of history is profound.

دانش او از تاریخ عمیق است.

The last two years have had a profound impact on the world.

دو سال گذشته تأثیر عمیقی بر جهان داشته است.

But the more profound change may need to come in our own lives.

اما ممکن است تغییر عمیق تری در زندگی خودمان ایجاد شود.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «profound» کدام است؟

لغات هم‌درس

این لغت در این آزمون‌ها هم هست:

درباره لغت «profound» در آزمون 1100 Words

لغت "profound" (به فارسی: عمیق) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /prəˈfaʊnd/ است. مترادف‌های این کلمه شامل unfathomed, wakeless می‌شوند. متضاد آن superficial است.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک می‌کند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «profound» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان