
concomitant
صفتهمراه چیزی
//ˌkɑnˈkɑmətənt //
🔤1100 Words
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (1)
concomitant with his obsession with dirt was a desire for order.
همزمان با وسواس او نسبت به کثیفی، خواستهای برای نظم وجود داشت.
دانشت رو امتحان کن
معنی1 از 2
معنی کلمه «concomitant» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «concomitant» در آزمون 1100 Words
لغت "concomitant" (به فارسی: همراه چیزی) یکی از لغات مهم آزمون 1100 Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˌkɑnˈkɑmətənt // است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۱۱۰۰ به شما کمک میکند تا در آزمون 1100 Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «concomitant» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان