
regulation
adjective, nounمقررات
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Each agency has its own set of rules and regulations.
هر آژانس مجموعه ای از قوانین و مقررات خاص خود را دارد.
Builders must comply with the regulations.
سازندگان باید آیین نامه را رعایت کنند.
Stronger ethics rules and regulations should be part of the package.
قوانین و مقررات اخلاق قوی تر باید بخشی از بسته باشد.
In the meantime, the law that mandated the regulation is headed for a court date.
در این میان قانونی که مقررات را موظف کرده است به تاریخ دادگاه می رود.
Skin is the body's largest organ and plays a major role in moisture regulation.
پوست بزرگترین اندام بدن است و نقش مهمی در تنظیم رطوبت دارد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «regulation» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «regulation» در آزمون TOEFL
لغت "regulation" (به فارسی: مقررات) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˌreɡ.jəˈleɪ.ʃən/ است. مترادفهای این کلمه شامل regularization, regulating میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «regulation» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان