
forbidden
صفتممنوع
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
I forbid you to go!
من تو را ممنوع می کنم!
She was forbidden by her parents to marry him.
او توسط والدینش ممنوع بود که با او ازدواج کنند.
She was forbidden from marrying him.
او از ازدواج با او ممنوع بود.
The company's rules forbid dating among employees.
قوانین این شرکت از قرار ملاقات در بین کارمندان منع می شود.
The museum forbids flash photography.
این موزه عکاسی فلش را منع می کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «forbidden» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «forbidden» در آزمون TOEFL
لغت "forbidden" (به فارسی: ممنوع) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /fɚˈbɪd.ən/ است. مترادفهای این کلمه شامل verboten, prohibit, prevent میشوند. متضاد آن allow, permit است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «forbidden» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان