
compulsory
صفتاجباری
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
The effort would build on a push by two nearby schools to make teaching of the Land Wars compulsory.
این تلاش برای فشار دو مدرسه در این نزدیکی برای آموزش اجباری جنگ های زمینی است.
When two viruses infect the same cell at the same time such swaps are more or less compulsory.
هنگامی که دو ویروس به طور همزمان یک سلول را آلوده می کنند ، چنین مبادله ای کم و بیش اجباری هستند.
Once that is reached, EO-20 will no longer be compulsory.
پس از رسیدن به آن ، EO-20 دیگر اجباری نخواهد بود.
In addition to the compulsory veil, women have to wear a closed overcoat that falls over the knees.
علاوه بر حجاب اجباری ، زنان مجبورند یک لباس بسته بسته را بپوشند که روی زانوها قرار می گیرد.
So the last two compulsory picks fall to SoCal, who gets both for the minimum $10k.
بنابراین دو انتخاب اجباری آخر به SoCal سقوط می کنند ، که هر دو با حداقل 10 کیلو دلار دریافت می کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «compulsory» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «compulsory» در آزمون TOEFL
لغت "compulsory" (به فارسی: اجباری) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kəmˈpʌl.sɚ.i/ است. مترادفهای این کلمه شامل mandatory, required میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «compulsory» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان