
compliance
اسمتبعیت
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
There has been a low rate of compliance with the new law.
با قانون جدید نرخ رعایت کمتری وجود داشته است.
She was rewarded for her compliance.
او به خاطر انطباق خود پاداش گرفت.
The man was in compliance , and he was left in his tent.
این مرد در رعایت بود و او در چادر خود باقی مانده بود.
Um, all of the stretch from Akron to Lake Erie is in compliance.
ام ، همه کشش از آکرون تا دریاچه اری مطابقت دارد.
Schools are required by the state to be in full compliance by Oct.15.
مدارس توسط دولت موظفند تا 15 اکتبر در انطباق کامل باشند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «compliance» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «compliance» در آزمون TOEFL
لغت "compliance" (به فارسی: تبعیت) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /kəmˈplaɪ.əns/ است. مترادفهای این کلمه شامل deference, conformity, obligingness میشوند. متضاد آن noncompliance, nonconformity است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «compliance» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان