تصویر لغت to impose

to impose

تحمیل‌کردن

/ɪmˈpoʊz/
🌐TOEFL

جملات مثال (6)

The judge imposed a life sentence.

قاضی حکم حبس ابد را تحمیل کرد.

I needed to break free from the limits imposed by my own fear of failure.

من نیاز داشتم که از محدوده تحمیل شده توسط ترس خودم از شکست خلاص شوم.

The house looks rather grand from the ocean but not imposing from the land side.

این خانه از اقیانوس بسیار عالی به نظر می رسد اما از طرف زمین تحمیل نمی شود.

The school could have imposed the ban last year but chose not to do so.

این مدرسه می توانست سال گذشته این ممنوعیت را تحمیل کند اما تصمیم به انجام این کار نکرد.

The walk was his way of trying to impose a price on his pain.

پیاده روی راه او برای تلاش برای تحمیل قیمت به درد او بود.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 2

معنی کلمه «to impose» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «to impose» در آزمون TOEFL

لغت "to impose" (به فارسی: تحمیل‌کردن) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪmˈpoʊz/ است.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «to impose» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان