
to prompt
adjective, noun, verbسریع
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
The computer prompted me to type in a number.
رایانه باعث شد تا یک عدد تایپ کنم.
The actor had to be prompted by someone who was standing offstage.
این بازیگر باید توسط شخصی که در خارج از صحنه ایستاده بود ، خواسته شود.
Curiosity prompted her to ask a few questions.
کنجکاوی باعث شد او چند سؤال بپرسد.
Pride prompted his angry response.
پراید پاسخ عصبانی خود را برانگیخت.
The evidence prompted a criminal investigation.
این شواهد باعث تحقیقات جنایی شد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to prompt» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to prompt» در آزمون 504 Essential Words
لغت "to prompt" (به فارسی: سریع) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /prɑːmpt/ است. مترادفهای این کلمه شامل motivate, instigate, remind میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to prompt» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان