
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
I made a hasty sketch of the scene.
من یک طرح عجولانه از صحنه درست کردم.
Seeing the dog, the cat made a hasty retreat up a tree.
با دیدن سگ ، گربه عقب نشینی عجولانه ای از درخت را پشت سر گذاشت.
We don't want to make any hasty decisions.
ما نمی خواهیم تصمیمات عجولانه ای بگیریم.
He later realized that he was too hasty in his decision to quit.
او بعداً فهمید که در تصمیم خود برای ترک بیش از حد عجول است.
The two were eager to downplay the idea that this was hasty.
این دو مشتاق بودند که این ایده را که این عجولانه است ، پایین بیاورند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «hasty» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «hasty» در آزمون 504 Essential Words
لغت "hasty" (به فارسی: عجولانه) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈheɪ.sti/ است. مترادفهای این کلمه شامل precipitate, headlong میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «hasty» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان