
scorch
noun, verbداغ ، جای سوختگی
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (3)
The hot iron scorched the tablecloth.
اتوی داغ رومیزی را سوزاند
Farmers reported that their wheat was being scorched by the fierce rays of the sun.
کشاورزان گزارش دادند که محصول گندم آنها، با اشعه شدید خورشید خشک شد
Mr. Regan gave the class a scorching lecture on proper behavior in the cafeteria.
آقای "ریگان" سخنرانی داغی در مورد رفتار صحیح در کافه تریا نمود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «scorch» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «scorch» در آزمون 504 Essential Words
لغت "scorch" (به فارسی: داغ ، جای سوختگی) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //skôrCH// است. مترادفهای این کلمه شامل blacken, sear, singe, char میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «scorch» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان