
redeem
فعلبازخریدن ، از گرو در آوردن
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (3)
The property on which money has been lent is redeemed when the loan is paid back.
ملکی که به واسطه آن وام گرفته شده است، وقتی که وام عودت داده شود، از گرو در می آید
My family was relieved to hear that the mortgage had been redeemed.
خانواده ام از شنیدن این که سند رهن از گرو در آمده بود، آسوده خاطر شدند
Mr. Franklin promptly redeemed his promise to help us in time of need.
آقای "فرانکین" سریعا به قولش برای کمک به ما در موقع لزوم، وفا کرد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «redeem» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «redeem» در آزمون 504 Essential Words
لغت "redeem" (به فارسی: بازخریدن ، از گرو در آوردن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //riˈdēm// است. مترادفهای این کلمه شامل save, ransom, deliver, pay off میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «redeem» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان