
جملات مثال (6)
The movie depicts the life of early settlers.
این فیلم زندگی مهاجران اولیه را به تصویر می کشد.
I like the way she depicts the characters in her novels.
من شیوه ای که او شخصیت های رمان هایش را به تصویر می کشد دوست دارم.
In the drawing, the magic cap was depicted as a soft, black hat.
در نقاشی ، کلاه جادویی به عنوان یک کلاه نرم و سیاه به تصویر کشیده شد.
The photograph depicts the two brothers standing in front of a store.
این عکس دو برادر را که در مقابل یک فروشگاه ایستاده اند نشان می دهد.
Several of the architect's most famous buildings will soon be depicted on postage stamps.
چندین ساختمان مشهورترین معمار به زودی روی تمبرهای پستی به تصویر کشیده می شوند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to depict» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to depict» در آزمون 504 Essential Words
لغت "to depict" (به فارسی: توصیف کردن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dɪˈpɪkt/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to depict» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان