
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
Cut the pie into quarters.
کیک را به چهار قسمت مساوی تقسیم کن.
He was three quarters of an hour early.
او سه چهارم از یک ساعت زودتر بود.
The Fever are 4-7 just over a quarter of the way into the season, ninth in the 12-team standings.
تب 4-7 تقریباً بیش از یک چهارم راه فصل ، نهم در جدول رده بندی 12 تیمی.
Brown scored 7 points with no turnovers in that fourth quarter. 4.
براون در آن سه ماهه چهارم 7 امتیاز کسب نکرد. 4
The Panthers never ran a play in the fourth quarter this season while in the lead.
پلنگ ها هرگز در این فصل در مرحله چهارم این فصل بازی نکردند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «quarter» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «quarter» در آزمون 504 Essential Words
لغت "quarter" (به فارسی: ربع) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈkwɔːr.t̬ɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل draw and quarter, stern, fourth میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «quarter» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان