
مترادفها
دستهبندی دستوری
فعلجملات مثال (6)
Every year, the group appoints three new members.
هر ساله این گروه سه عضو جدید را منصوب می کند.
After his parents died, the boy's uncle was appointed as his guardian.
پس از درگذشت والدینش ، دایی پسر به عنوان سرپرست وی منصوب شد.
She was appointed professor of chemistry at the university.
وی به عنوان استاد شیمی در دانشگاه منصوب شد.
This is the first time since the 1950s the post will be elected, not appointed.
این اولین بار از دهه 50 است که این پست انتخاب می شود ، منصوب نمی شود.
For the first time, the Queen is set to appoint the new prime minister in Scotland.
برای اولین بار ، ملکه قرار است نخست وزیر جدید در اسکاتلند را منصوب کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to appoint» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to appoint» در آزمون 504 Essential Words
لغت "to appoint" (به فارسی: منصوب کردن) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی فعل قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /əˈpɔɪnt/ است. مترادفهای این کلمه شامل nominate, charge, constitute میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to appoint» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان