
buck
adjective, adverb, noun, verbنر (حیوان)
مترادفها
دستهبندی دستوری
adjective, adverb, noun, verbجملات مثال (6)
Use high speed for felling or to buck the trunk into firewood lengths.
از سرعت بالا برای بریدن درخت یا قطعهقطعه کردن تنه به طول هیزم استفاده کنید.
The former Destiny's Child star has bucked that trend and earned a special new No. 1 in the process.
ستارهی سابق گروه دستنیز چایلد این روند را شکست و در این مسیر به شماره یک جدیدی دست یافت.
To embrace the split toe is to consciously buck the mainstream.
پذیرفتن کفدوتکه یعنی آگاهانه بر خلاف جریان حرکت کردن.
Rushing bucked the trend of Salpointe Catholic stars to spurn Arizona.
راشینگ برخلاف روند ستارگان سالپوینت کاتولیک عمل کرد و پیشنهاد آریزونا را نپذیرفت.
Brands that buck this trend are the subject of intense backlash.
برندهایی که برخلاف این روند عمل کنند، با واکنش تند روبهرو میشوند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «buck» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «buck» در آزمون GRE
لغت "buck" (به فارسی: نر (حیوان)) یکی از لغات مهم آزمون GRE است.
این کلمه در دستهبندی adjective, adverb, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /bʌk/ است. مترادفهای این کلمه شامل Pearl Sydenstricker Buck, one dollar bill میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات جیآرای به شما کمک میکند تا در آزمون GRE عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «buck» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان